نواصل معكم وبشكل اسبوعي تقديم اختياراتنا لافضل البرامج بحسب اختيارات محرري اي فون اسلام. بحيث تمثل دليلا كاملا يوفر عليك الجهد والوقت في البحث بين اكوام 500 الف تطبيق او يزيد!
ونرحب بملاحظاتكم كما نرحب بمشاركاتكم في اقتراح برامج وتطبيقات معينة لكي نستعرضها للجميع عبر مراسلتنا هنا.
اختيارات اي فون اسلام لهذا الاسبوع:
تطبيق مغامرات بالحديقه هو احد التطبيقات العربيه المخصصه لتسليه الطفل العربى، التطبيق يجمع سماع القصص القصيره الشيقه بصوت مسموع وصوت واضح، فتستمتع للقصه وترى صور توضيحيه ثم تقلب الصفحه لتستمر القصه في الروايه، كما تستطيع ان تقرأ بنفسك القصص اذا اردت ان تقرأها لأولادك، كما يحتوى التطبيق على لعبه وعلى الطفل اماله الهاتف يمين ويسار والتقاط الكره قبل ان تسقط بالماء. كما يوجد شرح تفصيلى لكيفيه صناعه “الدجاجه بجاجه” وهى لعبه كرتونيه. اللعبه مجانيه ليوم واحد للعرض في آي فون إسلام
بفضل الله تم الإنتهاء من تطبيق القبلة في الواقع الإفتراضي، والواقع الإفتراضي لمن لا يعلم هي تقنية تعتبر حديثة وفيها يتم دمج الواقع مع المعلومات لتخرج النتيجة وكأنها حية في واقعنا. وهناك امثلة كثيرة على ذلك وقد تحدثنا عن الواقع الإقتراضي من قبل في عدة مقالات مع ايضاح عدة طرق للإستفادة من هذه التقنية.
ولأننا في آي-فون إسلام نحب الخروج عن الافكار التقليدية وان نبدع بإستمرار ولا نترك تقنية الا ودخلنا فيها قررنا الاستعانة بهذه التقنية في إنتاج تطبيق مفيد لنا نحن المسلمين فكما تعلمون لدينا غيرة شديدة فيما يخص التقنية ونحب دائماً تطويع التقنية لفائدتنا، ولذلك تطورنا تطبيق بسيط وفي نفس الوقت مفيد يظهر القبلة في الواقع الإفتراضي بشكل غير تقليدي، وكان أسم التطبيق هو Qibla AR
تابع القراءة
هل تستعمل شريحتين؟ تملك شريحة أساسيه في هاتفك وشريحه اخرى خاصه تحتاجها في بعض الأوقات وتريد حل لهذه المشكله؟ هل تملك الآي بود تاتش؟ انه صغير الحجم وانيق ومنخفض السعر، مزود بشاشة ريتنا. يستطيع إجراء مكالمات فيس تايم وإرسال رسائل آي-ماسج iMessage. الآي بود جهاز رائع وسعره أقل من نصف ثمن الآي فون. لكن ينقصه شيء هام للغاية. ماذا هو؟ … نعم هذا صحيح ينقصه امكانية إجراء مكالمات هاتفية وإرسال واستقبال رسائل نصية من خلاله. حسناً ما رأيك في ملحق يجعلك تجرى مكالمات هاتفيه من الآي بود ويجعل هاتفك الآي فون مزود بشريحتين؟
تابع القراءة
أرسلت شركة آبل اليوم دعوات لوسائل الإعلام لحضور حدث خاص يعقد في مدينة نيويورك متحف غوغنهايم بلباو الاسبوع المقبل وتحديداً يوم 19 يناير 2012.
تابع القراءة
الجميع ينتظر جهاز الآي باد 3، وكما حدث مع الآي فون عندما اقترب موعد إصداره يحدث الآن مع الآي باد فتنتشر الشائعات حوله ومتى سيصدر وما هى المواصفات المتوقعه، بعض المواقع تظهر اجزاء وتقول انها اجزاء من الجهاز الجديد، والبعض الآخر يقول عن مصادر مطلعه كذا وكذا. لذلك قررنا ان نناقش سويا الجهاز القادم قبل صدوره وماذا نتوقع له بشكل منطقى كى لا نصاب بإحباط مثل الذى حدث مع الآي فون 4S عندما ارتفع سقف التوقعات بشده وجاء الجهاز الجديد مخيب للآمال وايضاً لكي ننبه كل من يريد شراء آي باد جديد ان ينتظر قليلاً فالآي باد 3 على الأبواب.
تابع القراءة
تابع القراءة
« مقالات اقدماشترك في القائمة البريدية لتصلك فوراً جميع المقالات الجديدة من موقع آي-فون إسلام
ادخل بريدك
هذه الخدمة مقدمة من جوجل
هدف از ایجاد این وبسایت جمع آوری داستانهای پراکنده سکسی - فانتزی فارسی بوده و دیگر هیچ
Sign Up | Forget Password?
سلام به همه ی سکس دوستای گلم خوبین . من یه فیلتر شکن آوردم برای این که راحت همه ی سات ها رو باز کنین و حال کنین . تازه اینم آدرس جدید و فعال ما .ما فقط تو این سایت جدید فعالیت میکنیم.
[ نشانی ما: dastan3xy.persiangig.com ]
برای دانلود فیلتر شکن برین به آدرس بالا.
نوامبر 1, 2009 at 3:36 ب.ظ. بیان دیدگاه
www.amirlover0912@yahoo.com
راستی یه بسیج کونی اومده به من گفته بی ناموس یه کی نیست بگه کس ننه خودتون از جدتون تا ننهتون جندس. باور نمیکنین پس این داستان آخوند رو بخونین.
سال 77 بود كه از اخراج شدم .. علتشم نفهميدم…… اما خودم خوب ميدونم كه علتش چي بود…… يه سوتي داده بودم … يه سوتي وحشتناك …….. بذارين ماجرا رو بگم:
من از سال 70 وارد سپاه شدم و به مرور مراحل ترقي رو طي كردم و سال 74 محافظ يكي از مسولين قوه قضاييه در قم شدم و بعد از گذشت يكسال با حاج آقا خيلي خودموني شده بودم و تقريبا از تمام جيك و پيك زندگيش خبر داشتم.
البته بگم ها .. الان كه دارم اين مطالبو مينويسم اون حاج آقا از كار بركنار شده و گندكارياش برملاشده.. والا من هيچ وقت جرات نميكردم بنويسم.
به هر حال….. بعد از گذشت يه مدتي.. حاج آقا به من گفت كه حاضري راننده شخصي منم بشي و هم حقوق محافظت رو بگيري و هم حقوق رانندگي رو .. مام كه برامون فرقي نداشت (چون هميشه بايد با حاج آقا ميبوديم)…. از خدا خواسته قبول كرديم…. حاج آقا بعدها گفت كه من به رانندم اعتماد نداشتم .
ما شديم هم راننده و هم محافظ… حتي خريد خونه حاج آقا رو هم انجام ميدادم.. اينقدر با حاج آقا عياق شده بودم كه حتي بعضي شبا كه دير ميومديم خونه و صبح زود فردا هم بايد ميرفتيم سر كار منزل حاج آقا ميموندم.
ما جوون بوديم و سربزير…… اما خب اينقدر خونه حاج آقا رفته بودم و ارتباط زيادي با خونواده حاج آقا داشتم كه دختر و همسر حاج آقا مثل خواهر و مادراي من شده بودند…… پسراي حاج آقام .. منو عمو خطاب مي كردند ….. مسايلي كه بعدها با خونواده حاج آقا پيدا كردم رو بي خيال ميشم و ميرم سر اصل مطلب كه همانا علت اخراج من هست!
دوستان …… من متاسفانه در هر روز فرصت خيلي كمي براي نوشتن دارم .. بخاطر همين اجازه بدين همين طور تيكه تيكه بنويسم.
حاج آقا خيلي اهل خوشگذروني بود.. البته مشروب نمي خورد ها !.. اما ترياك خيلي مي كشيد …. اونم نه ازون ترياكهاي تقلبي….. ترياكي كه برا حاج آقا مياوردن يه رنگ قهوه اي خيلي ملايمي داشت و واقعا وقتي ميشستي پاي منقل ٬ حسابي نعشه ميشدي!(چندين بار حاج آقا ما رو هم دعوت كرد كه چند پك بزنيم!!!)
البته حاج آقا ميگفت دكتر براش تجويز كرده .. اما من اينطور فكر نمي كنم.
در ضمن حاج آقا يه باغ خيلي زيبا هم در يكي از ييلاقات اطراف قم داشت كه اكثرا اونجا ميرفت و بساط منقلشو راه مينداخت……. خيلي وقتهام دوستان حاج آقا هم ميومدن و دسته جمعي صفا ميكردند…… حتي چند بار يكي از مسوولين بلند پايه هم اومد اونجا و مهمان حاج آقا بود!
ازونجايي كه اين حاج آقاي ما خيلي مرد بود.. زياد با خانمش اين ور و اون ور نميرفت و هميشه براي تفريح يا تنها ميرفت يا با چند نفر از دوستانش كه اونها هم معمم بودن…..
بساط حاج آقا هم حسابي بود….. انواع و اقسام ميوه جات (مخصوصا انگور)٬ چند نوع كباب . جوجه كباب (حاج آقا برنج نمي خورد.. اما تا دلتون بخواد كباب مي خورد) و شربت و فالوده و…….
اكثر مواقع كه حاج آقا ميرفت باغش… منم همراش بودم و البته بعضي وقتهام خودش سويچ ماشين و مي گرفت و به من مي گفت چون خسته اي برو استراحت كن و خودش تنهايي ميرفت…….
ماهها مي گذشت و لطف و كرم حاج آقا به من بيشتر و بيشتر ميشد ….. هم حقوقم كلي رفته بود بالا و هم كلي وام براي خريد خونه و ماشين و غيره به من ميدادند…… البته شوخي هاي حاج آقا هم با من خيلي بيشتر شده بود .. به طوري كه يكبار بشوخي زوركي مي خواست براي ما يك زن بيوه رو صيغه كنه.. كه البته چون ما نامزد داشتيم زير بار نرفتيم ….
البته بعد از اون قضيه تا يه مدتي حاج آقا با ما سرسنگين شده بود….. اما ما فكر مي كرديم كه حاج آقا مي خواد ما رو امتحان كنه!.. نيست دخترشو بايد ميبردم مدرسه و مياوردم .. گفتيم شايد احساس ناراحتي ميكنه .. ميخواد ما رو آزمايش كنه كه مورد اعتماد هستيم يا نه !(براي اطلاع اون عزيزي هم كه گفت حتما ترتيب دخترش يا خانمشو دادي بايد عرض كنم كه من هيچ وقت تو زندگيم خيانت نكردم و اميدوارم نكنم….. اون دختر امانت بود)…… البته من نيست نامزد داشتم ٬ حتي يكبارم نشد كه با ديد بد به اين دختر نگاه كنم يا يه فكرايي بره تو سرم…… خانمشم واقعا مثل مادر بود براي من.. خدا از بزرگي كمش نكنه.
رزوها سپري ميشد و ما كم كم حاليمون ميشد كه حاج آقا خيلي سر و گوشش ميجنبه!… به مقتضاي كارش ٬مردم زياد بهش مراجعه مي كردن….. وقتي يك زن يا دختري ميومد پيشش .. يه لحظه چشم از تو چشمش بر نميداشت!…..
ما پيش خودمون ميگفتيم .. حتما همون طوري كه دكتر به بيمارش محرمه ٬ نگاه كردن به صورت خانمها هم براي حاج آقا ٬ طبق روايات شرع ٬ مشكلي نداره.
عرض ميكردم كه يواش يواش داشت سر و گوشمون باز ميشد!….. حالا گناه حاج آقا رو نمي خوام بشورم٬…. بهش تهمت بزنم … اما اگه غلط نكنم يه چند باري كه خانمها براي حل مشكلاتشون پيشش ميرفتن…… با بعضيهاشون كه چشم خواهري قشنگ تر بودن يه طور ديگه رفتار ميكرد….. نمي دونم .. اصلا بي خيال !!!
مدتها ميگذشت و ما همچنان در خدمت حاج آقا بوديم….. تا اينكه يك بار براي حل يك مسئله حقوقي٬ به آمل رفتيم. يك ماموريت مثل همه ماموريتهاي ديگه بود … گويا ٬ يك تازه دامادي كه ظاهرا وضع مالي خوبي هم داشته فوت كرده بوده و بين بيوش و خانواده پسر ٬ بر سر ارث و ميراث اختلاف بوجود اومده بوده….
ما شب رو مهمان رئيس دادگستري آمل بوديم و چون حاج آقا از مسئولين بلند پايه بود.. هر جا ميرفتيم حسابي تحويلش ميگرفتند.. اون شبم ٬ اون بنده خدا سنگ تموم گذاشت….. البته چون ميدونستن كه حاج آقا بعلت بيماري (كه ما آخرش نفهميديم چه بيماريي بود!).. ترياك ميكشن… بساط منقل هم به پا بود……… با تجربه اي كه من كسب كردم ٬ اصولا اون كسايي كه تو دادگستري كار ميكنن و مسئوليتي دارن٬ ترياكي كه بهشون ميرسه .. هم مجاني هست .. هم درجه يك
به هر جهت…… اون شب كذايي گذشت و فردا صبحش حاج آقا بايست ميرفت دادگاه…. اما قبل از دادگاه حاج آقا گفت كه مي خواد با طرفين صحبت كنه كه اگه بشه كارشون قبل از دادگاه تموم بشه و مصالحه كنن…. تو دفتر رئيس دادگستري نشسته بوديم كه خانواده ي اون پسر مرحوم و پشت سرشون بيوه ي تازه دادماد وارد شدن…… به محض اينكه چشم حاج آقا به اون بيوه افتاد …. من قشنگ متوجه شدم كه حاج آقا بدنش لرزيد!!!!!!
واقعا ٬ چشم خواهري٬ زن زيبايي بود.. من زياد به زن و دخترا نگاه نمي كردم… اما وقتي لرزش حاج اقا رو ديدم .. ناخدآگاه توجهمو جلب كرد…….. يك زن 22و23 ساله…… سفيد مثل برف٬ چشماي آبي… يه ذرم تپل .. موهاي بور …… و سينه هاي درشت!… سينه هاش با اينكه چادر سرش بود.. اما قشنگ تو چشم ميومد!!!! .. استغفر الله ……. زن به اين قشنگي خيلي كم ديده بودم!
البته عشوه هايي كه ميومد و ابروي كه براي حاج آقا ميكشيد.. اين دلبري رو صد چندان كرده بود.
با ديدن تغيير احوال حاج آقا (البته براي من كه همش با حاج اقا بودم اين تغيير حالت مشخص بود).. تمام حواسم رفت كه ببينم حاج آقا چيكار مي خواد انجام بده!
البته حاج آقا يه پسر جوون يا يه آدم بي تجربه نبود كه دست و پاشو گم كنه….. با طرفين صحبت كرد و بر خلاف هميشه .. من احساس كردم كه داره يه طوري صحبت ميكنه كه طرفين رو به جون هم بندازه.. كه همين طورم شد.. تو جلسه دادگاه حسابي دعو بالا گرفت و حاج آقام عصبوني شد و گفت : حالا كه حاضر نيستين كنار ياين و دعوا راه انداختين بايد بياين قم.. هفته ي ديگه جلسه دادگاهتون رو تو قم ادامه ميديم….. من بيكار نيستم كه اين همه راه پاشم بيام اينجا ٬ دعواي شما رو ببينم….. حكم شما رو من بايد صادر كنم…… منم فرصت ندارم .. و ازين حرفا.
من چشم آب نمي خورد كه كاسه اي زير نيم كاسه باشه.. چون اين اولين بار بود كه دادگاه شهرستاني رو مي خواست ببره قم!!!!
تو راه برگشت به قم حاج آقا هيچ حرفي نميزد و تو فكر بود.. مام هيچي نگفتيم.
چند روز بعد دمدماي ظهر بود كه حاجي مارو خواست و بهم گفت كه مهمون داره و برم وسائل پذيرايي رو براش تو باغ اماده كنم.
مام رفتيم و ميوه و متخلفات ديگه رو آماده كرديم و طبق دستور حاج آقا چند تا قالب يخ هم گرفتيم و انداختيم داخل حوضي كه وسط ايوون خونه بود و چون تابستون بود هوا گرم بود روشم با يه پارچه برزنتي كشيدم كه ديرتر يخا اب شه.
اين باغ حاج آقا خيلي موقعيت استراتژيكي داشت…. يه باغ خيلي بزرگ با يه ويلا درست وسطش. در باغم توي يه كوچه اي بود كه هيچ در ديگه اي داخلش نبود و اصلا تا كيلومترها هيچ روستايي زندگي نميكرد.
ويلاي باغ هم يه ساختمون يك طبقه با معماري سنتي بود كه درست در مركزش يه ايوون كوچيك داشت كه حاج آقا معمولا اونجا ميشست و بساطشو اونجا راه مينداخت.
خلاصه بگم كه هيچ كس نمي تونست بفهمه كه تو باغ چه خبره…… به خاطر همينم بود كه معمولا مهمونيهاي خصوصي حاج آقا اونجا برگزار ميشد و مسئولان ديگه هم با خيال راحت كه كسي خبردار نميشه از حضورشون تو اين مهمونيها حاضر ميشدند.
وقتي برگشتم به دفتر حاج آقا گفت كه برم دنبال مهمونش تو ترمينال و وقتي بهم گفت كه مهمونش كيه شكم به يقين تبديل شد……. بله همون خانم بيوه كه تو آمل ديده بوديمش!
راس ساعت مقرر رفتيم ترمينال و خانم رو كه منتظر ما بود سوارش كرديم و برديمش به سمت باغ. تو راه هم طبق دستور حاج اقا يه كباب حسابي هم برا خانم خريديم .
خانم رو كه خودشو مهناز معرفي كرده بود به باغ رسوندمش و همه چيز رو براش مرتب كردم و طبق دستور حاج آقا تلفنم رو بهش دادم كه هر وقت كاري داره بهم زنگ بزنه و اونجا رو ترك كردم.
به دفتر كه رسيدم حاج آقا منتظر من بود كه ببرمش خونه….. ازم پرسيد كه همه چي مرتبه و منم بهش گزارش كارمو دادم… اونم تو راه كلي از بي كسي خانم و اينكه اينجا كس و كاري نداره و در حقش ظلم شده و بايد مراقبش بود و ازين جور حرفا زد كه مثلا من باور كنم كه از روي انساندوستي اين كارو انجام داده……
حاج آقا رو كه رسوندم خونه ديگه شب شده بود. حاج آقا بهم گفت كه فردا خودش ميره دفتر و من حدود ساعت 9 صبح برم دنبال مهناز تا ببرمش دادگاه.
خداحافظي كرديم و رفتيم خونه….. اما مگي شيطون دست بردار بود……… هي گولمون ميزد كه بريم باغ !……. مام برا اينكه يه مقدار از اين حال و هواي گناه آلود دور شيم رفتيم مسجد و نمازمونو خونديم و هي به خودمون القا مي كرديم كه بي خيال موضوع شيم……….
اما نخير………. نميشد كه نميشد…….. زن به اين هلويي داخل يه باغ كه كليد دارش هم شما باشين تك و تنها ست…… اونم زني به اين لوندي كه وقتي داشتم از ترمينال ميبردمش باغ كلي باهام لاس زده بود……….. نه !…….. نميشد كه نميشد اين فرصت رو از دست داد.
خلاصه بالاخره تصميم گرفتيم كه بريم …….
نزديكاي باغ كه رسيدم ماشين و يه جايي مخفي كردم كه كسي نبيندش و پياده رفتم به سمت باغ……. كليد و انداختم به در و در باز كردم و آهسته رفتم به طرف ويلا.
هنوز به ساختمون نرسيده بودم كه صداي خنده هاي مهناز و شنيدم!…….. چي شد ؟!!!!!! ..
رفتم لاي درختا و تو دل تاريكي رفتم مقابل ايوون ……… چراغ ايوون روشن بود و منم تا اونجايي كه ميشد رفتم جلو (چون وسط درختا تاريك بود منو هيچ كس نمي تونست ببينه)……..
بله……… فهميدم كه چقدر ساده هستم………. حاج آقا با اون شيكم گندش لم داده بود كنار مهناز خانم و مهنازم با دستش ميزد رو شيكم حاج آقا و دوتايي مبخنديدن!
مهناز يه شلوار لي تنگ تنگ پوشيده بود با يه تاپ……. با اين لباس صدبرابر جيگر تر شده بود……
يواش يواش رفتن تو كاراي سكسي……… همون كارايي كه همتون بهتر از من بلدين……..
اما اين مهناز استاد مسلم سكس بود…. وقتي داشت معامله حاج آقا رو ميكرد تو دهنش٬ با چشمش حالات حاجاقا رو نيگاه ميكرد و هر وقت حاجي از يه حركتي بيشتر حالي به حالي ميشد اون حركتو بيشتر انجام ميداد……
موقعي كه حاج آقا مي خواست شروع كنه به تلمبه زدن يه حركتي كرد كه براي من خيلي جديد بود!
مهنازو بغل ميكرد و مهناز و ميشوند داخل حوض آب يخ…….. مهنازم با جيغ هاي شيطنت بارش ميگفت كه :حاج آقا يخ كردم….. حاج آقا يخ كردم…….. يه چند دقيقه اي كه تو آب يخ نيگرش ميداشت مياوردش بيرون و شروع ميكرد به تلمبه زدن…….. مي دونين چرا اينكارو ميكرد؟… برا اينكه فرج مهناز خانم تنگ تر بشه و لذت بيشتري به حاج آقا دست بده!.. عجب مارمولكي بود اين حاجي ها .. نه؟!!!!
ترياكها هم كه كار خودشونو خوب انجام داده بودن و هرچي تلمبه ميزد ارضا نميشد…… البته مهناز خيلي فعال بود… هم زير و رو كار ميكرد و به ارضا شدن حاج آقا كمك ميكرد………..
حاجي مثل يه سگ سفيد پير كه دويده باشه ٬عرق كرده بود و او .. او .. ميكرد. به هر ترتيب…… چند باري خودشو ارضا كرد.
از شما چه پنهون كه ما هم چند بار خودمونو راحت كرديم!
چند روز بعد از اين ماجرا يه روز مهناز به من زنگ زد و ازم خواست كه به خاطر زحمات حاج اقا ازش تشكر كنم!
تو راه برگشت به خونه بوديم كه حاج آقا خيلي سر كيف بود و با من حسابي شوخي راه انداخته بود…….. تلفن مهناز يادم افتاد و ما هم با خنده گفتيم راستي مهناز خانم هم زنگ زد از زحماتي كه براش كشيدين تشكر كرد…….. گفت مهناز كيه ديگه ….. مام گفتيم هموني كه اون شب بردينش باغ و براش زحمت كشيدين!
همه چي تموم شد…….. شب كه رسيدم خونه از مقرمون احضار شدم… فرماندمون حكم اخراج منو داد دستم و گفت برو خدا رو شكر كن كه به همين همه چي ختم شده و دادگاهيت نكردن……. مام دممونو گذاشتيم رو كولمونو با يه تجربه بزرگ خارج شديم :
لعنت بر دهاني كه بي موقع باز شود!
____________________________-
اول از خودم بگم که من یه پسر سبزه هستم که به قول دخترا خیلی خیلی با مزه هستم و یه قد 180 سانتی و وزن 82 کیلو و کلا یه پسر خوش تیپ هستم و من تو مهاباد دانشجو بودم دانشگاه آزاد و کامپیوتر می خونم.
خوب بریم سر اصل مطلب: من این چند ساله که تو دانشگاه بودم و قبل از اون خیلی پسر تابلویی بودم و کلا حرف های زیادی پشت سرم بوده و هست. و اکثر دختر های دانشگامون منو می شناسن خوب از اینا بگذریم این ترم آخری به من خیلی خوش گذشت و هرچی کون و کس خواستم تونستم بکنم برا همین بود که تو خوابگاه همه منو می شناختن و می گفتن من با دوخترا دوست می شم و حال و حول خودم رو می کنم و بعد ولشون می کنم . اینم بگم که من دانشجوی خیلی زرنگ رشته من هم کامپیوتر بودم و رابطه من با استاد ها خیلی خوب بود و همه منو دوست داشتن حتی بعضی از استاد ها منو برای امتحان های عملی بعضی از رشته ها به عنوان مراقب انتخاب می کردند.
خوب ماجرای من از یک از این امتحان ها شروع شد که رشته حسابداری امتحان داشتن و من هم مراقب بودم و خدایی خیلی هم به بچه ها می رسوندم اما بعضی از دختر ها که هیچی بلد نبودن خیلی خودشون رو برای من لوس می کردن که یکیشون خیلی چشم منو گرفت و چند سوال رو هم بهشون رسوندم اما ظاهرا خانم خراب کرده بود و بعد امتحان که من با استاد نشسته بودیم پای کامپیوتر و برنامه هاشون رو چک می کردیم این دختره 6 شدش و من هیچی به استادم نگفتم و بعد که تموم شد دختره اومد پیشم و 2 ساعت به من گفت تو رو خدا یه کاری کن قبول بشم . خدایی من اون موقع هم کاری به این دختره نداشتم و اصلا به یه چشم دیگه نیگاش نکردم اصلا خیلی برام مهم نبود و فقط رفتم یه سفارش به استاد کردم و تمو شد و به زور نمرش شد 10 و از من تشکر کرد و تموم شد. و تو موقع امتحانات من این دخترو ندیدم و اصلا بهش فکر نمی کردم چون کار ما تو خونه دانشجویمون با دوستامون این چند شب آخر شده بود گریه کردن که دانشجویمون تموم میشه و از این کسه شعرا که همدیگه رو نمیبینم و این خاطرات همش تموم می شه تا اینکه امتحانات تموم شد و همه بچه ها رفته بودن و من 1 روز دیگه موندم خدایی چون خیلی دلم گرفته بود موندم و 1 شب تنها بودم و فرداش که رفتم دانشگاه برای اخرین بار همه جای دالنشگاه رو ببینم و از کارمندها خداحافظی کرد و تو حیاط دانشگا کس چرخ می زدم و خاطراتم رو مرور می کرد و خدایی خیلی هم دوست داشتم این روز آخر یه کسی به طور من بخوره اما از شانس بد من چون امتحان تموم شده بود دوست دخترام همه رفته بودن و من هم کف کف بودم و عزم خودم رو جزم کردم که این روز آخر حتمی باید یه کس بکنم . تو حیاط ول بودم که همون دختره رو که اون روز من مراقبش بودم و براش نمره جور کردم رو دیدم که ناراحته به محض دیدین خانم تو کونم عروسی به را افتاد و گفتم که بعلههههههههههههه… کوس رو افتادیم!
خدایی دختر خیلی با حالی بود با آرایش توپ و اندام سکسی با کونهای بزرگ و رفتم جلو سلام کردم و خودم رو به مظلومی زدم و گفتم که چتونه چرا اینجوری هستین نمره رو هم که گرفتین(با حالت منت گذاری) دیگه چی می خواین؟
گفت برو بابا دلت خوشه!
گفتم چی شده؟
گفت هیچی مشروط شدم و این ترم اخراجم می کنن
من هم فورا یه فکر بکر به مخم زدش و گفتم برا اینه که ناراحتی من حلش می کنم. و نذاشتم که حرف بزنه گفتم اما می خوام یه چیزی بهت بگم من از اون روز اولش از تو خوشم اومده و از این کس شعرا …
گفتم پاشو!
می خواستم مخشو بزنم . که به من گفت شما.. شما که همه ازتون تعریف می کنن که چقدر شیطون هستین تازه …. تموم هم شدین می خواید با من دوست بشین که چی بشه بی خیال برا نمرم چی کار می کنید من هم که دیدم دارم کیر می خورم گفتم …. که چند نمره لازم داری برا مشروط نشدن؟
گفت 8 نمره من هم گفتم خوب یعنی این 10 که اون روز برا جور کردم بشه 14 حل میشه (چون اون درس 2 واحدی بود پس با این 4 نمره 8 نمره کسریش جور می شد).
گفت آره من هم گفتم کاری نداره حالا زنگ می زنم به استاد و حل می شه بعدش که گوشیم رو برداشتم که زنگ بزنم که گفتم حالا اگه استاد جواب منو نده که خیلی بد می شه تصمیم گرفتم که الکی زنگ بزنم و حرف بزنم اما اونجا تابلو بود و می فهمید گفتم موبایلم شارژ نداره بیا بریم خونه ما اونجا میشنییم زنگ می زنم و حل میشه هرچی گفتم گفت نه نمیام و نمی خواست پا بده خلاصه به اینجا رسیدیم که بریم بیرون از مخابرات زنگ بزنیم و اگه استاد گفت باشه بیاد خونه ما منو نگه که تو کونم عروسی بودش
ما رفتیم مخابرات و من هم الکی شروع به شماره گرفتن کردم که مثلا شماره استاد رو می گیرم و کلی الکی حرف زدم و چاپلوسی می کردم و این و در آخر هم تشکر کردم و این دختره که نگو داشت دیونه می شد از خوشحالی و خلاصه نقشه من گرفت . گفتم اینم از نمره که دیگه مشروط نشی بریم خونه!
خانم موافقت کرد و با یه تاکسی رفتیم ….
و رفتیم خونه ما و نشستیم اول که خودش مانتوش رو دار آورد و نشست و من هم یه کم کس شعر براش گفتیم که بابا این حرفا که می زنن در مورد من دروغه و این و یه کم که مخش رو زدم یه لب ازش گرفتم و خوابوندم رو زمین و یه کم ازش لب گرفتم که یادم اومد باید به کیرم اسپری بزنم که این روز آخر یه حال خوب بکنیم بعدش به بهانه دستشویی رفتم اسپری بزنم و بهش گفتم که تا بر می گردم خودت رو آماده کن رفتم بیرون برگشتم دیدیم خانم هیچی نکرده و همینجور نشسته
گفتم چرا هیچی نکردی گفت نمی خوام و اینا تو بدی منو حالا می کنی و میری و من هم گفتم عوضش کاری کرم که مشروط نشی و به هر حال دختره راضی شد و لباساشو در اورد…..
وایییییییییییی چی میدیدم قشنگترین سینه توی عمرم زودی تا لباسش رو در آورد پریدم و نزدیم 15 دقیقه سینه های بلوریش رو خودرم و حال کرد. و بعد گفت نوبت منه و شلوار من و در اود و با حرص ولع خاصی کیرم رو می خورد و منو دیونه کرد حتی بیضه های منو حورد که منو تا عرش آسمون ها می برد و داشتم دیونه می شدم دیگه داشتم برا کون و کوسش دیونه می شدم و پا شدم و شلوار در اوردم که دیدیم خانم از شدت حشر شرت قرمز توریشو خیس خیس کرده منم زودی شرتشو در اوردم که نگید چی دیدم…؟
وای خدا من من که 22 سال دارم و این همه کوس کردم و این همه عکس و فیلم دیدم تا حالا همچین کسی ندیده بودم ….. سفید ناز گوشتی و تمیز با یه بوی عطر ملایم ووووو وای حالا که دارم اینا رو می نویسم کیرم باز بلند شده….
خلاصه افتاد م به جون کسش و تا جون داشتم خوردم بیچار داشت دیونه می شد اینو از جیغاش فهمیدم و اینکه سر منو به کسش می چشپوند من هم با چوچولش و هم با کسش بازی می کردم و زبونم رو توکسش کرده بودم و با انگشتم چوچولش رو تکون می دادم که بعد از 10 دقیقه احساس کردم که بدنش گرم شد و صداش عوض شد و همه بدنش لرزید و یه اه بلند کشید و ارضا شد دیگه نوبت من بود من هم بلند شدم اونو دمر کردم و انگشتم را با کرم چرب کردم و تو کونش می کردم اولش انگشتم خیلی سخت تو کونش می رفت اما کم کم کونش رو باز کردم و با 2 انگشت مشغول بودم که بیچار التماس می کرد اما من گفتم صبر کن کیرم که رفت تو کونت خوب می شه و درد نداره (اما خبر نداشت قراره جر بخوره) و بعد سر کیرم رو چرب کردم و اروم سر کیرم رفت تو کونش یه داد زد و می خواست از زیر دستم فرار کنه و من هم که دیدم اینجوری همه کیرم رو کردم تو و یه داد کشید و فکر کنم حالش خراب شد و از حال رفت اما من فقط کون می دیدم و تلمبه می زدم بعد از چند دقیقه که حالش خوب شد دوباره آه و ناله می کرد و همچنین لذت می برد چون می گفت تا ته بکن جرم بده و اه و ناله می کرد و این حرفا من حشری می کرد و تند تر تلمبه میزدم و چو چون اسپری زده بودم 2- دقیقه هی تلمبه زدم اما اینقد التماس کرد که کیرم رو در آوردم و خود هم خسته شده بودم و چون من دوست دارم آبم بریزم تو دهن دختر ها گفتم کیرم رو بخور که امتناع می کرد . اما من تهدید کردم که دوبار کونتو می کنم قبوول کرد و 5 دقیقه کیرم رو خورد که تو یه لحظه احساس کردم که همه کمرم تو دهنش خالی شد و اندازه یه لیوان بزرگ(اغراق) فکر کنم آبم تو دهنش ریخت و زودی رفت دستشویی دهنش رو بشوره اما بیچاره اینقد کیرم تو کونش بود که لنگا لنگ راه میرفت و بعدش کمی خودش رو مرتب کرد و از من بابت نمره تشکر کرد و من هم بابت کونش تشکر کردم و بوسم کرد و رفت و من هم وسائل رو جمع کردم اومدم شهرمون….
اما حالا که 2 هفته از اون ماجرا می گذره من باید برم مهاباد برای تصفیه حساب و همچنین وسائلمو بیارم و می ترسم این دختره رو ببینم . حالا که فهمیده من اصلا زنگ نزدم به استاد و چه بلای سر خودش اورده و برای 4 نمره که اصلا در کار نبوده خودش رو جر داده…. و احتمالا حالا اخراج شده باشه و دنبال پوست سرم بگرده به هر حال چیکار کنم حشر من اون روز بالا زده بود و کوس می خواست به خاطر آخرین روز و به آرزوش رسید
اکتبر 12, 2009 at 4:11 ب.ظ. بیان دیدگاه
www.amirlover0912@yahoo.com
راستی یه بسیج کونی اومده به من گفته بی ناموس یه کی نیست بگه کس ننه خودتون از جدتون تا ننهتون جندس. باور نمیکنین پس این داستان آخوند رو بخونین.
سال 77 بود كه از اخراج شدم .. علتشم نفهميدم…… اما خودم خوب ميدونم كه علتش چي بود…… يه سوتي داده بودم … يه سوتي وحشتناك …….. بذارين ماجرا رو بگم:
من از سال 70 وارد سپاه شدم و به مرور مراحل ترقي رو طي كردم و سال 74 محافظ يكي از مسولين قوه قضاييه در قم شدم و بعد از گذشت يكسال با حاج آقا خيلي خودموني شده بودم و تقريبا از تمام جيك و پيك زندگيش خبر داشتم.
البته بگم ها .. الان كه دارم اين مطالبو مينويسم اون حاج آقا از كار بركنار شده و گندكارياش برملاشده.. والا من هيچ وقت جرات نميكردم بنويسم.
به هر حال….. بعد از گذشت يه مدتي.. حاج آقا به من گفت كه حاضري راننده شخصي منم بشي و هم حقوق محافظت رو بگيري و هم حقوق رانندگي رو .. مام كه برامون فرقي نداشت (چون هميشه بايد با حاج آقا ميبوديم)…. از خدا خواسته قبول كرديم…. حاج آقا بعدها گفت كه من به رانندم اعتماد نداشتم .
ما شديم هم راننده و هم محافظ… حتي خريد خونه حاج آقا رو هم انجام ميدادم.. اينقدر با حاج آقا عياق شده بودم كه حتي بعضي شبا كه دير ميومديم خونه و صبح زود فردا هم بايد ميرفتيم سر كار منزل حاج آقا ميموندم.
ما جوون بوديم و سربزير…… اما خب اينقدر خونه حاج آقا رفته بودم و ارتباط زيادي با خونواده حاج آقا داشتم كه دختر و همسر حاج آقا مثل خواهر و مادراي من شده بودند…… پسراي حاج آقام .. منو عمو خطاب مي كردند ….. مسايلي كه بعدها با خونواده حاج آقا پيدا كردم رو بي خيال ميشم و ميرم سر اصل مطلب كه همانا علت اخراج من هست!
دوستان …… من متاسفانه در هر روز فرصت خيلي كمي براي نوشتن دارم .. بخاطر همين اجازه بدين همين طور تيكه تيكه بنويسم.
حاج آقا خيلي اهل خوشگذروني بود.. البته مشروب نمي خورد ها !.. اما ترياك خيلي مي كشيد …. اونم نه ازون ترياكهاي تقلبي….. ترياكي كه برا حاج آقا مياوردن يه رنگ قهوه اي خيلي ملايمي داشت و واقعا وقتي ميشستي پاي منقل ٬ حسابي نعشه ميشدي!(چندين بار حاج آقا ما رو هم دعوت كرد كه چند پك بزنيم!!!)
البته حاج آقا ميگفت دكتر براش تجويز كرده .. اما من اينطور فكر نمي كنم.
در ضمن حاج آقا يه باغ خيلي زيبا هم در يكي از ييلاقات اطراف قم داشت كه اكثرا اونجا ميرفت و بساط منقلشو راه مينداخت……. خيلي وقتهام دوستان حاج آقا هم ميومدن و دسته جمعي صفا ميكردند…… حتي چند بار يكي از مسوولين بلند پايه هم اومد اونجا و مهمان حاج آقا بود!
ازونجايي كه اين حاج آقاي ما خيلي مرد بود.. زياد با خانمش اين ور و اون ور نميرفت و هميشه براي تفريح يا تنها ميرفت يا با چند نفر از دوستانش كه اونها هم معمم بودن…..
بساط حاج آقا هم حسابي بود….. انواع و اقسام ميوه جات (مخصوصا انگور)٬ چند نوع كباب . جوجه كباب (حاج آقا برنج نمي خورد.. اما تا دلتون بخواد كباب مي خورد) و شربت و فالوده و…….
اكثر مواقع كه حاج آقا ميرفت باغش… منم همراش بودم و البته بعضي وقتهام خودش سويچ ماشين و مي گرفت و به من مي گفت چون خسته اي برو استراحت كن و خودش تنهايي ميرفت…….
ماهها مي گذشت و لطف و كرم حاج آقا به من بيشتر و بيشتر ميشد ….. هم حقوقم كلي رفته بود بالا و هم كلي وام براي خريد خونه و ماشين و غيره به من ميدادند…… البته شوخي هاي حاج آقا هم با من خيلي بيشتر شده بود .. به طوري كه يكبار بشوخي زوركي مي خواست براي ما يك زن بيوه رو صيغه كنه.. كه البته چون ما نامزد داشتيم زير بار نرفتيم ….
البته بعد از اون قضيه تا يه مدتي حاج آقا با ما سرسنگين شده بود….. اما ما فكر مي كرديم كه حاج آقا مي خواد ما رو امتحان كنه!.. نيست دخترشو بايد ميبردم مدرسه و مياوردم .. گفتيم شايد احساس ناراحتي ميكنه .. ميخواد ما رو آزمايش كنه كه مورد اعتماد هستيم يا نه !(براي اطلاع اون عزيزي هم كه گفت حتما ترتيب دخترش يا خانمشو دادي بايد عرض كنم كه من هيچ وقت تو زندگيم خيانت نكردم و اميدوارم نكنم….. اون دختر امانت بود)…… البته من نيست نامزد داشتم ٬ حتي يكبارم نشد كه با ديد بد به اين دختر نگاه كنم يا يه فكرايي بره تو سرم…… خانمشم واقعا مثل مادر بود براي من.. خدا از بزرگي كمش نكنه.
رزوها سپري ميشد و ما كم كم حاليمون ميشد كه حاج آقا خيلي سر و گوشش ميجنبه!… به مقتضاي كارش ٬مردم زياد بهش مراجعه مي كردن….. وقتي يك زن يا دختري ميومد پيشش .. يه لحظه چشم از تو چشمش بر نميداشت!…..
ما پيش خودمون ميگفتيم .. حتما همون طوري كه دكتر به بيمارش محرمه ٬ نگاه كردن به صورت خانمها هم براي حاج آقا ٬ طبق روايات شرع ٬ مشكلي نداره.
عرض ميكردم كه يواش يواش داشت سر و گوشمون باز ميشد!….. حالا گناه حاج آقا رو نمي خوام بشورم٬…. بهش تهمت بزنم … اما اگه غلط نكنم يه چند باري كه خانمها براي حل مشكلاتشون پيشش ميرفتن…… با بعضيهاشون كه چشم خواهري قشنگ تر بودن يه طور ديگه رفتار ميكرد….. نمي دونم .. اصلا بي خيال !!!
مدتها ميگذشت و ما همچنان در خدمت حاج آقا بوديم….. تا اينكه يك بار براي حل يك مسئله حقوقي٬ به آمل رفتيم. يك ماموريت مثل همه ماموريتهاي ديگه بود … گويا ٬ يك تازه دامادي كه ظاهرا وضع مالي خوبي هم داشته فوت كرده بوده و بين بيوش و خانواده پسر ٬ بر سر ارث و ميراث اختلاف بوجود اومده بوده….
ما شب رو مهمان رئيس دادگستري آمل بوديم و چون حاج آقا از مسئولين بلند پايه بود.. هر جا ميرفتيم حسابي تحويلش ميگرفتند.. اون شبم ٬ اون بنده خدا سنگ تموم گذاشت….. البته چون ميدونستن كه حاج آقا بعلت بيماري (كه ما آخرش نفهميديم چه بيماريي بود!).. ترياك ميكشن… بساط منقل هم به پا بود……… با تجربه اي كه من كسب كردم ٬ اصولا اون كسايي كه تو دادگستري كار ميكنن و مسئوليتي دارن٬ ترياكي كه بهشون ميرسه .. هم مجاني هست .. هم درجه يك
به هر جهت…… اون شب كذايي گذشت و فردا صبحش حاج آقا بايست ميرفت دادگاه…. اما قبل از دادگاه حاج آقا گفت كه مي خواد با طرفين صحبت كنه كه اگه بشه كارشون قبل از دادگاه تموم بشه و مصالحه كنن…. تو دفتر رئيس دادگستري نشسته بوديم كه خانواده ي اون پسر مرحوم و پشت سرشون بيوه ي تازه دادماد وارد شدن…… به محض اينكه چشم حاج آقا به اون بيوه افتاد …. من قشنگ متوجه شدم كه حاج آقا بدنش لرزيد!!!!!!
واقعا ٬ چشم خواهري٬ زن زيبايي بود.. من زياد به زن و دخترا نگاه نمي كردم… اما وقتي لرزش حاج اقا رو ديدم .. ناخدآگاه توجهمو جلب كرد…….. يك زن 22و23 ساله…… سفيد مثل برف٬ چشماي آبي… يه ذرم تپل .. موهاي بور …… و سينه هاي درشت!… سينه هاش با اينكه چادر سرش بود.. اما قشنگ تو چشم ميومد!!!! .. استغفر الله ……. زن به اين قشنگي خيلي كم ديده بودم!
البته عشوه هايي كه ميومد و ابروي كه براي حاج آقا ميكشيد.. اين دلبري رو صد چندان كرده بود.
با ديدن تغيير احوال حاج آقا (البته براي من كه همش با حاج اقا بودم اين تغيير حالت مشخص بود).. تمام حواسم رفت كه ببينم حاج آقا چيكار مي خواد انجام بده!
البته حاج آقا يه پسر جوون يا يه آدم بي تجربه نبود كه دست و پاشو گم كنه….. با طرفين صحبت كرد و بر خلاف هميشه .. من احساس كردم كه داره يه طوري صحبت ميكنه كه طرفين رو به جون هم بندازه.. كه همين طورم شد.. تو جلسه دادگاه حسابي دعو بالا گرفت و حاج آقام عصبوني شد و گفت : حالا كه حاضر نيستين كنار ياين و دعوا راه انداختين بايد بياين قم.. هفته ي ديگه جلسه دادگاهتون رو تو قم ادامه ميديم….. من بيكار نيستم كه اين همه راه پاشم بيام اينجا ٬ دعواي شما رو ببينم….. حكم شما رو من بايد صادر كنم…… منم فرصت ندارم .. و ازين حرفا.
من چشم آب نمي خورد كه كاسه اي زير نيم كاسه باشه.. چون اين اولين بار بود كه دادگاه شهرستاني رو مي خواست ببره قم!!!!
تو راه برگشت به قم حاج آقا هيچ حرفي نميزد و تو فكر بود.. مام هيچي نگفتيم.
چند روز بعد دمدماي ظهر بود كه حاجي مارو خواست و بهم گفت كه مهمون داره و برم وسائل پذيرايي رو براش تو باغ اماده كنم.
مام رفتيم و ميوه و متخلفات ديگه رو آماده كرديم و طبق دستور حاج آقا چند تا قالب يخ هم گرفتيم و انداختيم داخل حوضي كه وسط ايوون خونه بود و چون تابستون بود هوا گرم بود روشم با يه پارچه برزنتي كشيدم كه ديرتر يخا اب شه.
اين باغ حاج آقا خيلي موقعيت استراتژيكي داشت…. يه باغ خيلي بزرگ با يه ويلا درست وسطش. در باغم توي يه كوچه اي بود كه هيچ در ديگه اي داخلش نبود و اصلا تا كيلومترها هيچ روستايي زندگي نميكرد.
ويلاي باغ هم يه ساختمون يك طبقه با معماري سنتي بود كه درست در مركزش يه ايوون كوچيك داشت كه حاج آقا معمولا اونجا ميشست و بساطشو اونجا راه مينداخت.
خلاصه بگم كه هيچ كس نمي تونست بفهمه كه تو باغ چه خبره…… به خاطر همينم بود كه معمولا مهمونيهاي خصوصي حاج آقا اونجا برگزار ميشد و مسئولان ديگه هم با خيال راحت كه كسي خبردار نميشه از حضورشون تو اين مهمونيها حاضر ميشدند.
وقتي برگشتم به دفتر حاج آقا گفت كه برم دنبال مهمونش تو ترمينال و وقتي بهم گفت كه مهمونش كيه شكم به يقين تبديل شد……. بله همون خانم بيوه كه تو آمل ديده بوديمش!
راس ساعت مقرر رفتيم ترمينال و خانم رو كه منتظر ما بود سوارش كرديم و برديمش به سمت باغ. تو راه هم طبق دستور حاج اقا يه كباب حسابي هم برا خانم خريديم .
خانم رو كه خودشو مهناز معرفي كرده بود به باغ رسوندمش و همه چيز رو براش مرتب كردم و طبق دستور حاج آقا تلفنم رو بهش دادم كه هر وقت كاري داره بهم زنگ بزنه و اونجا رو ترك كردم.
به دفتر كه رسيدم حاج آقا منتظر من بود كه ببرمش خونه….. ازم پرسيد كه همه چي مرتبه و منم بهش گزارش كارمو دادم… اونم تو راه كلي از بي كسي خانم و اينكه اينجا كس و كاري نداره و در حقش ظلم شده و بايد مراقبش بود و ازين جور حرفا زد كه مثلا من باور كنم كه از روي انساندوستي اين كارو انجام داده……
حاج آقا رو كه رسوندم خونه ديگه شب شده بود. حاج آقا بهم گفت كه فردا خودش ميره دفتر و من حدود ساعت 9 صبح برم دنبال مهناز تا ببرمش دادگاه.
خداحافظي كرديم و رفتيم خونه….. اما مگي شيطون دست بردار بود……… هي گولمون ميزد كه بريم باغ !……. مام برا اينكه يه مقدار از اين حال و هواي گناه آلود دور شيم رفتيم مسجد و نمازمونو خونديم و هي به خودمون القا مي كرديم كه بي خيال موضوع شيم……….
اما نخير………. نميشد كه نميشد…….. زن به اين هلويي داخل يه باغ كه كليد دارش هم شما باشين تك و تنها ست…… اونم زني به اين لوندي كه وقتي داشتم از ترمينال ميبردمش باغ كلي باهام لاس زده بود……….. نه !…….. نميشد كه نميشد اين فرصت رو از دست داد.
خلاصه بالاخره تصميم گرفتيم كه بريم …….
نزديكاي باغ كه رسيدم ماشين و يه جايي مخفي كردم كه كسي نبيندش و پياده رفتم به سمت باغ……. كليد و انداختم به در و در باز كردم و آهسته رفتم به طرف ويلا.
هنوز به ساختمون نرسيده بودم كه صداي خنده هاي مهناز و شنيدم!…….. چي شد ؟!!!!!! ..
رفتم لاي درختا و تو دل تاريكي رفتم مقابل ايوون ……… چراغ ايوون روشن بود و منم تا اونجايي كه ميشد رفتم جلو (چون وسط درختا تاريك بود منو هيچ كس نمي تونست ببينه)……..
بله……… فهميدم كه چقدر ساده هستم………. حاج آقا با اون شيكم گندش لم داده بود كنار مهناز خانم و مهنازم با دستش ميزد رو شيكم حاج آقا و دوتايي مبخنديدن!
مهناز يه شلوار لي تنگ تنگ پوشيده بود با يه تاپ……. با اين لباس صدبرابر جيگر تر شده بود……
يواش يواش رفتن تو كاراي سكسي……… همون كارايي كه همتون بهتر از من بلدين……..
اما اين مهناز استاد مسلم سكس بود…. وقتي داشت معامله حاج آقا رو ميكرد تو دهنش٬ با چشمش حالات حاجاقا رو نيگاه ميكرد و هر وقت حاجي از يه حركتي بيشتر حالي به حالي ميشد اون حركتو بيشتر انجام ميداد……
موقعي كه حاج آقا مي خواست شروع كنه به تلمبه زدن يه حركتي كرد كه براي من خيلي جديد بود!
مهنازو بغل ميكرد و مهناز و ميشوند داخل حوض آب يخ…….. مهنازم با جيغ هاي شيطنت بارش ميگفت كه :حاج آقا يخ كردم….. حاج آقا يخ كردم…….. يه چند دقيقه اي كه تو آب يخ نيگرش ميداشت مياوردش بيرون و شروع ميكرد به تلمبه زدن…….. مي دونين چرا اينكارو ميكرد؟… برا اينكه فرج مهناز خانم تنگ تر بشه و لذت بيشتري به حاج آقا دست بده!.. عجب مارمولكي بود اين حاجي ها .. نه؟!!!!
ترياكها هم كه كار خودشونو خوب انجام داده بودن و هرچي تلمبه ميزد ارضا نميشد…… البته مهناز خيلي فعال بود… هم زير و رو كار ميكرد و به ارضا شدن حاج آقا كمك ميكرد………..
حاجي مثل يه سگ سفيد پير كه دويده باشه ٬عرق كرده بود و او .. او .. ميكرد. به هر ترتيب…… چند باري خودشو ارضا كرد.
از شما چه پنهون كه ما هم چند بار خودمونو راحت كرديم!
چند روز بعد از اين ماجرا يه روز مهناز به من زنگ زد و ازم خواست كه به خاطر زحمات حاج اقا ازش تشكر كنم!
تو راه برگشت به خونه بوديم كه حاج آقا خيلي سر كيف بود و با من حسابي شوخي راه انداخته بود…….. تلفن مهناز يادم افتاد و ما هم با خنده گفتيم راستي مهناز خانم هم زنگ زد از زحماتي كه براش كشيدين تشكر كرد…….. گفت مهناز كيه ديگه ….. مام گفتيم هموني كه اون شب بردينش باغ و براش زحمت كشيدين!
همه چي تموم شد…….. شب كه رسيدم خونه از مقرمون احضار شدم… فرماندمون حكم اخراج منو داد دستم و گفت برو خدا رو شكر كن كه به همين همه چي ختم شده و دادگاهيت نكردن……. مام دممونو گذاشتيم رو كولمونو با يه تجربه بزرگ خارج شديم :
لعنت بر دهاني كه بي موقع باز شود!
____________________________-
اول از خودم بگم که من یه پسر سبزه هستم که به قول دخترا خیلی خیلی با مزه هستم و یه قد 180 سانتی و وزن 82 کیلو و کلا یه پسر خوش تیپ هستم و من تو مهاباد دانشجو بودم دانشگاه آزاد و کامپیوتر می خونم.
خوب بریم سر اصل مطلب: من این چند ساله که تو دانشگاه بودم و قبل از اون خیلی پسر تابلویی بودم و کلا حرف های زیادی پشت سرم بوده و هست. و اکثر دختر های دانشگامون منو می شناسن خوب از اینا بگذریم این ترم آخری به من خیلی خوش گذشت و هرچی کون و کس خواستم تونستم بکنم برا همین بود که تو خوابگاه همه منو می شناختن و می گفتن من با دوخترا دوست می شم و حال و حول خودم رو می کنم و بعد ولشون می کنم . اینم بگم که من دانشجوی خیلی زرنگ رشته من هم کامپیوتر بودم و رابطه من با استاد ها خیلی خوب بود و همه منو دوست داشتن حتی بعضی از استاد ها منو برای امتحان های عملی بعضی از رشته ها به عنوان مراقب انتخاب می کردند.
خوب ماجرای من از یک از این امتحان ها شروع شد که رشته حسابداری امتحان داشتن و من هم مراقب بودم و خدایی خیلی هم به بچه ها می رسوندم اما بعضی از دختر ها که هیچی بلد نبودن خیلی خودشون رو برای من لوس می کردن که یکیشون خیلی چشم منو گرفت و چند سوال رو هم بهشون رسوندم اما ظاهرا خانم خراب کرده بود و بعد امتحان که من با استاد نشسته بودیم پای کامپیوتر و برنامه هاشون رو چک می کردیم این دختره 6 شدش و من هیچی به استادم نگفتم و بعد که تموم شد دختره اومد پیشم و 2 ساعت به من گفت تو رو خدا یه کاری کن قبول بشم . خدایی من اون موقع هم کاری به این دختره نداشتم و اصلا به یه چشم دیگه نیگاش نکردم اصلا خیلی برام مهم نبود و فقط رفتم یه سفارش به استاد کردم و تمو شد و به زور نمرش شد 10 و از من تشکر کرد و تموم شد. و تو موقع امتحانات من این دخترو ندیدم و اصلا بهش فکر نمی کردم چون کار ما تو خونه دانشجویمون با دوستامون این چند شب آخر شده بود گریه کردن که دانشجویمون تموم میشه و از این کسه شعرا که همدیگه رو نمیبینم و این خاطرات همش تموم می شه تا اینکه امتحانات تموم شد و همه بچه ها رفته بودن و من 1 روز دیگه موندم خدایی چون خیلی دلم گرفته بود موندم و 1 شب تنها بودم و فرداش که رفتم دانشگاه برای اخرین بار همه جای دالنشگاه رو ببینم و از کارمندها خداحافظی کرد و تو حیاط دانشگا کس چرخ می زدم و خاطراتم رو مرور می کرد و خدایی خیلی هم دوست داشتم این روز آخر یه کسی به طور من بخوره اما از شانس بد من چون امتحان تموم شده بود دوست دخترام همه رفته بودن و من هم کف کف بودم و عزم خودم رو جزم کردم که این روز آخر حتمی باید یه کس بکنم . تو حیاط ول بودم که همون دختره رو که اون روز من مراقبش بودم و براش نمره جور کردم رو دیدم که ناراحته به محض دیدین خانم تو کونم عروسی به را افتاد و گفتم که بعلههههههههههههه… کوس رو افتادیم!
خدایی دختر خیلی با حالی بود با آرایش توپ و اندام سکسی با کونهای بزرگ و رفتم جلو سلام کردم و خودم رو به مظلومی زدم و گفتم که چتونه چرا اینجوری هستین نمره رو هم که گرفتین(با حالت منت گذاری) دیگه چی می خواین؟
گفت برو بابا دلت خوشه!
گفتم چی شده؟
گفت هیچی مشروط شدم و این ترم اخراجم می کنن
من هم فورا یه فکر بکر به مخم زدش و گفتم برا اینه که ناراحتی من حلش می کنم. و نذاشتم که حرف بزنه گفتم اما می خوام یه چیزی بهت بگم من از اون روز اولش از تو خوشم اومده و از این کس شعرا …
گفتم پاشو!
می خواستم مخشو بزنم . که به من گفت شما.. شما که همه ازتون تعریف می کنن که چقدر شیطون هستین تازه …. تموم هم شدین می خواید با من دوست بشین که چی بشه بی خیال برا نمرم چی کار می کنید من هم که دیدم دارم کیر می خورم گفتم …. که چند نمره لازم داری برا مشروط نشدن؟
گفت 8 نمره من هم گفتم خوب یعنی این 10 که اون روز برا جور کردم بشه 14 حل میشه (چون اون درس 2 واحدی بود پس با این 4 نمره 8 نمره کسریش جور می شد).
گفت آره من هم گفتم کاری نداره حالا زنگ می زنم به استاد و حل می شه بعدش که گوشیم رو برداشتم که زنگ بزنم که گفتم حالا اگه استاد جواب منو نده که خیلی بد می شه تصمیم گرفتم که الکی زنگ بزنم و حرف بزنم اما اونجا تابلو بود و می فهمید گفتم موبایلم شارژ نداره بیا بریم خونه ما اونجا میشنییم زنگ می زنم و حل میشه هرچی گفتم گفت نه نمیام و نمی خواست پا بده خلاصه به اینجا رسیدیم که بریم بیرون از مخابرات زنگ بزنیم و اگه استاد گفت باشه بیاد خونه ما منو نگه که تو کونم عروسی بودش
ما رفتیم مخابرات و من هم الکی شروع به شماره گرفتن کردم که مثلا شماره استاد رو می گیرم و کلی الکی حرف زدم و چاپلوسی می کردم و این و در آخر هم تشکر کردم و این دختره که نگو داشت دیونه می شد از خوشحالی و خلاصه نقشه من گرفت . گفتم اینم از نمره که دیگه مشروط نشی بریم خونه!
خانم موافقت کرد و با یه تاکسی رفتیم ….
و رفتیم خونه ما و نشستیم اول که خودش مانتوش رو دار آورد و نشست و من هم یه کم کس شعر براش گفتیم که بابا این حرفا که می زنن در مورد من دروغه و این و یه کم که مخش رو زدم یه لب ازش گرفتم و خوابوندم رو زمین و یه کم ازش لب گرفتم که یادم اومد باید به کیرم اسپری بزنم که این روز آخر یه حال خوب بکنیم بعدش به بهانه دستشویی رفتم اسپری بزنم و بهش گفتم که تا بر می گردم خودت رو آماده کن رفتم بیرون برگشتم دیدیم خانم هیچی نکرده و همینجور نشسته
گفتم چرا هیچی نکردی گفت نمی خوام و اینا تو بدی منو حالا می کنی و میری و من هم گفتم عوضش کاری کرم که مشروط نشی و به هر حال دختره راضی شد و لباساشو در اورد…..
وایییییییییییی چی میدیدم قشنگترین سینه توی عمرم زودی تا لباسش رو در آورد پریدم و نزدیم 15 دقیقه سینه های بلوریش رو خودرم و حال کرد. و بعد گفت نوبت منه و شلوار من و در اود و با حرص ولع خاصی کیرم رو می خورد و منو دیونه کرد حتی بیضه های منو حورد که منو تا عرش آسمون ها می برد و داشتم دیونه می شدم دیگه داشتم برا کون و کوسش دیونه می شدم و پا شدم و شلوار در اوردم که دیدیم خانم از شدت حشر شرت قرمز توریشو خیس خیس کرده منم زودی شرتشو در اوردم که نگید چی دیدم…؟
وای خدا من من که 22 سال دارم و این همه کوس کردم و این همه عکس و فیلم دیدم تا حالا همچین کسی ندیده بودم ….. سفید ناز گوشتی و تمیز با یه بوی عطر ملایم ووووو وای حالا که دارم اینا رو می نویسم کیرم باز بلند شده….
خلاصه افتاد م به جون کسش و تا جون داشتم خوردم بیچار داشت دیونه می شد اینو از جیغاش فهمیدم و اینکه سر منو به کسش می چشپوند من هم با چوچولش و هم با کسش بازی می کردم و زبونم رو توکسش کرده بودم و با انگشتم چوچولش رو تکون می دادم که بعد از 10 دقیقه احساس کردم که بدنش گرم شد و صداش عوض شد و همه بدنش لرزید و یه اه بلند کشید و ارضا شد دیگه نوبت من بود من هم بلند شدم اونو دمر کردم و
Sign Up | Forget Password?
جمعه, 23 دی 1390 ساعت 22:46
{lang: 'fa-IR'}عكسهايي كه در زير مشاهده مي كنيد احمدی نژاد به همراه همسرش در مراسم تحلیف اورتگا با حضور هوگو چاوز مي باشد .
دیدگاه شماجمعه, 23 دی 1390 ساعت 22:26
{lang: 'fa-IR'}در حالی که این روزها خبرهای مختلفی درباره مجتبی خامنهای در رسانههای فارسیزبان منتشر میشود، یک سایت خبری خارج از ایران و روزنامه لیبراسیون دیدگاه شما
جمعه, 23 دی 1390 ساعت 22:08
{lang: 'fa-IR'}عکس زیر رئیس سازمان انرژی اتمی را در حلقه تعداد محافظان اندک خود نشان می دهد. دکتر فریدون عباسی ، دیدگاه شما
جمعه, 23 دی 1390 ساعت 22:00
{lang: 'fa-IR'}بسيار مواقع تراکم زنداني آن قدر زنداني مي شود که زندانيان به اصطلاح بايد "کف خوابي" کنند، يعني در کنار هم روي زمين بدون دیدگاه شما
صفحه 1 از 2831
شروع قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی انتهابا عضویت در خبرنامه از جدیدترین مطالب و تغییرات سایت خود آگاه میشوید. در صورتيكه خبرنامه در اينباكس نبود به اسپم صندوقتان مراجعه كنيد!
ايميل
عضويت
لغو عضويت
© 2010 - Kanoonjb | نقشه سايت
رييس قوه قضاييه خبر داد:
متهمان فساد بانکي هفته آينده در دادگاه
معاون سايت هسته اي نطنز به شهادت رسيد
سرمقاله
سياسي
اقتصادي
حوادث
شهرستان ها
گزارش
سلامت
شهري
نسل سوم
فرهنگي
ورزشي
اجتماعي
بين الملل
مجلس
إسم الشركة
البريد الإلكتروني
رقم الإتصال
مرفق #1
مرفق #2
مرفق #3
ملاحظات
إرسال
إنه لمن المهم لدى إدارة موقع عروض أن تستمع لآراء جميع الزوار الكرام. فاذا كان لديك أي إقتراح, إستفسار أو شكوى يرجى التواصل مع فريق الدعم الفني من خلال هذه الصفحة.
البريد الإلكتروني
رقم الإتصال
الموضوع
إقتراح بلغ عن إعلان قديم شكوى
ملاحظات
إرسال
المنتجات الأكثر مشاهدة كمبيوتر كفي مسرح منزلي أفران لاب توب أي فون كمبيوتر مكتبي شاشات كاميرات ديجتال جولات نوكيا بلاي ستيشن بلاك بيري إكس بوكس جولات سامسونج مكيفات مكانس كهربائية مسرح منزلي محضرات طعام ثلاجات غسالات جولات سوني اريكسون
جميع التصنيفات
أحدث المنتجات ثلاجة نيكاي 21 قدم ثلاجة نيكاي 21 قدمجميع الشركات
معجبونا على facebook (function (d) { var js, id = 'facebook-jssdk'; if (d.getElementById(id)) { return; } js = d.createElement('script'); js.id = id; js.async = true; js.src = "//connect.facebook.net/en_US/all.js#xfbml=1"; d.getElementsByTagName('head')[0].appendChild(js); } (document));عروض على فيس بوك
القائمة البريديةإشترك الآن في القائمة البريدية ليصلك كل جديد على البريد الإلكتروني الخاص بك ..
إنضم الآن RSS
التصنيفات هايبر ماركت الأجهزة الكهربائية مكتبات السعودية مطاعم السعوديه صالات رياضية وكالات السيارات ماركات عالمية وعطور الكمبيوتر والجوال سياحة وسفر ملاهي وأطفال لوازم رحلات ومظلات مراكز طبية وتجميلية مراكز تدريب ومعاهد محلات الاثاث منتجات طبيعية مشاغل نسائية كاميرات مراقبة دعاية وإعلان شركات المقاولات عروض وصحف فنادق ومنتجات نظارات وساعات الحياة مول مصانع سعودية مقاهي وكوفي شوب محلات الحلويات تجهيز حفلات
جميع التصنيفات
www.3orod.com
صفحه نخست
ميزباني وب
ثبت دامنه
طراحي وب
پشتيباني
ثبت فيش بانکي
هاستينگ ( ميزباني وب )
ميزباني فايل هاي وب سايت شما بر روي سرور
هاي
قدرتمند 0171 هاست با بهترين قيمت،امکانات
ثبت دامنه ( دومين
)
اولين قدم ، داشتن
يک نام دامنه براي وب سايتتان
خواهد بود ، براي جستجو و ثبت دامنه کليک
نماييد
پنل کاربري
دردشة في اي بي
var floating_window_skin = 1; فتح في صفحة مستقلة // Arguments to function : // 1. ID of window // 2. array of tab names // 3. Initial window width // 4. Initial window height // 5. left position(could be overriden by cookies) // 6. top position(could be overridden by cookies) // 7. No scrollbars // 8. No resize handle // 0. No status bar // 10. No close button // 11. No minimize button // windowID,tabs,windowWidth,windowHeight,leftPos,topPos, // noScrollbars,noResize,noStatusBar,noCloseButton,noMinimizeButton initFloatingWindowWithTabs('window1',Array('مواقع صديقة'),400,700,25,25,true,false,false,false,false); فتح في صفحة مستقلة // Arguments to function : // 1. ID of window // 2. array of tab names // 3. Initial window width // 4. Initial window height // 5. left position(could be overriden by cookies) // 6. top position(could be overridden by cookies) // 7. No scrollbars // 8. No resize handle // 0. No status bar // 10. No close button // 11. No minimize button // windowID,tabs,windowWidth,windowHeight,leftPos,topPos, // noScrollbars,noResize,noStatusBar,noCloseButton,noMinimizeButton initFloatingWindowWithTabs('window2',Array('مواقع صديقة'),400,700,75,75,true,false,false,false,false); المدونات آخر المقالات أفضل المقالات أفضل المدونات قائمة المدونة البحث في المدونات شبكة في اي بي اسم العضو حفظ البيانات؟ كلمة المرور التسجيل All Albumsالمدوناتvbmenu_register("vbbloglinks"); التعليمـــات التقويم البحث مشاركات اليوم اجعل كافة الأقسام مقروءة
#recentlytitle_imjava {width:136px;background:#fff;border:1px solid #eeeeee;} .:: آخرين پست ها ::. اس ام اس و پیامک جدید::
شنبه هفدهم دی 1390 اس ام اس و پیامک جدید اس ام اس جدید پیامک جدید
.
.
.
دریا باشی یا گودالی کوچک از اب… فرقی نمیکند!!
زلال که باشی اسمان در تو پیدا می شود.
.
.
اس ام اس جدید پیامک جدید
.
.
هیچ وقت از مشکلات زندگی ناراحت نشو،
کارگردان همیشه سخت ترین نقش ها را
به بهترین بازیگر می دهد.
.
.
اس ام اس جدید پیامک جدید
.
.
وقتی وجود خدا باورت بشه ...
خدا یه نقطه میزاره زیر باورت و " یاورت" میشه.
.
.
.
.
.
.
اینجا آسمان صاف تا قسمتی به رنگ دوستی
همراه با غبار فراق است ، توده ای سلام
به سمت شما در حرکت است ،
ضمنا احتمال بارش بوسه فراوان است
.
.
اس ام اس سرکاری جدید
.
.
شما برنده یک شمش طلا شده اید برای کسب اطلاعات بیشتر
به سایت www .arejooneammat.com مراجعه کنید
.
.
اس ام اس جدید عاشقانه
.
.
از گندم پرسيدن عشقت كيه؟از خجالت زرد شد.
از گل پرسيدن سرخ شد. از يخ پرسيدن آب شد
ولي اگه از من بپرسن با افتخار ميگم
اوني كه داره اين اس ام اس رو ميخونه.
.
.
.
.
.
گفت از حادثه اي لبريزم ، من پر از فريادم ، در درونم غوغاست
گفتم اين حال تو را ميفهمم ، دستشويي آنجاست !!!
.
.
اس ام اس جدید پیامک جدید
.
.
چه بسيار انسان ها ديدم تنشان لباس نبود
و چه بسيار لباس ها ديدم که انساني درونش نبود…
( دکتر علي شريعتي دم در بوتيک لباس فروشي … )
.
.
اس ام اس جدید اس ام اس خنده دار
.
.
مگسه اضافه وزن داشته،زنش بهش ميگه:
عزيزم، يه مدت گه زيادي نخور تا دوباره بياي روي فرم!
.
.
.
.
.
.
فرق افتادن از طبقه اول با طبقه ۱۰ :
طبقه ۱۰ : آ آ آ آ آ آ آ آ آ . . . . . . . . بوووووفففففف
طبقه اول: بوووووفففففف . . . . . . آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ
.
.
اس ام اس جدید پیامک جدید
.
.
خدا شانس بده چیست !؟
عبارتی که معمولا خانومها برای بیان حسادت خود
نسبت به خانوم دیگری که به موقعیت خوبی
دست یافته (معمولا شوهر) استفاده میکنند !
.
.
اس ام اس جدید پیامک جدید
.
.
فرقی ندارد که یک گاگول بی سواد باشی یا یک دانشمند
در هر صورت پشت یک ماشین شاسی بلند
آقا مهندس می شوی !
.
.
.
.
.
.
اطلاعیه !
توی این روزای برفی
تا می توانید در مصرف گاز زیاده روی کنید
تا هفته آینده هم تعطیل شوید !
اتحادیه فرهنگیان بی حوصله و دانش آموزان تنبل!
.
.
پیامک جدید اس ام اس جدید
.
.
.
خدا آنروز که دنیا را نهاده به هرکس هرچه لایق بوده داده
به بلبل ناله مستانه داده ، به طاووس جعبه شاهانه داده
به جغد هم در خرابه لانه داده ، به شیر هم قدرت مردانه داده
به ما هم 40 تومن یارانه داده!
.
.
پیامک جدید اس ام اس جدید
.
.
این حرفا چی بود پشت سرم زدی؟
مگه من چه بدی بهت کرده بودم؟
برات متاسفم.نمی بخشمت ..... خدافظ
”ستادایجاد ترس ودلهره چند ثانیه ای”
.
.
.
اس ام اس جديد نوشته شده در 15:39 توسط یوسف. GetBC("179"); سه شنبه ششم دی 1390 اس ام اس جدید اس ام اس جدید.
.
.
پسر حمید استیلی : بابا برام توپ میخری ؟
حمید استیلی : نه بچه برو اعصاب ندارم
پسر : نمیخری ؟
حمید استیلی : نه نه نه
پسر حمید استیلی : علیییییییه دایی علیییییییه دایی...
.
.
اس ام اس جدید
.
.
به اوونی که سیگار میکشه میگن سیگاری ،.
.
.
شیخ رجبعلى خیاط :
هرسوزنى که برای غیر خدا زدم به دستم فرو رفت…
یاهو
.
.
اس ام اس جدید پیامک جدید
.
.
مشترک گرامی شمابرنده همسرشدید،
جهت دریافت اطلاعات بیشتربه سایت:
شتردرخواب بیندپنبه دانه،مراجعه فرماید
(باتشکرشرکت بشین تابیاد)
.
.
اس ام اس جدید پیامک جدید
.
.
هیچ وقت با شوهرتان دعوا نکنید.
تا ده بشمارید وقتی آرام شدید و او خوابید،
دمپایی هایش را با چسب به زمین بچسبانید.
.
.
.
اس ام اس جديد نوشته شده در 21:47 توسط یوسف. GetBC("177"); جمعه دوم دی 1390 اس ام اس جدید پیامک جدید اس ام اس جدید پیامک جدید.
.
.
من عاشق آن گلم که در بیابان عشق
پژمرده شد ولی منت باران نکشید
.
.
اس ام اس جدید
.
.
زندگى رقص واژگان است:یکی به جرم تفاوت تنهاست،
یکی به جرم تنهایى متفاوت!
.
.
اس ام اس جدید
.
.
هیچ وقت از خدا نخواه که تمام دنیا رو بهت بده
فقط بخواه کسی رو بهت بده که تورو به تمام دنیا نده.
.
.
.
اس ام اس جديد نوشته شده در 21:40 توسط یوسف. GetBC("176"); سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 اس ام اس شب یلدا پیامک شب یلدا اس ام اس شب یلدا پیامک شب یلدا.
اس ام اس های ارسالی توسط بازدید کنندگان وبگاه در قسمت نظرات
.
.
.
شب یلدا، غروب پائیز نیست، طلوع زمستان نیست.
شب یلدا بهانه ایست برای غروب غمها و طلوع شادیها.
یلداتان با صفا
.
.
اس ام اس شب یلدا پیامک شب یلدا
.
.
تمام مـــــــــــــــــــا که ز پروانه ها نشان داریم . . .
برای سینه زدن تا سحــــــــــــــــــر توان داریم . . .
هزار شکـــــــــــــــر خدا را که در شب یلـــــدا . . .
برای گریه کمـــــــــی بیشتر زمـــــــــان داریم . . .
التماس دعا و یا علـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی مدد . . .
.
.
اس ام اس شب یلدا (ارسالی کاربران بخش نظرات وبگاه)
.
.
جیک جیک جیک جیک
یه جیک دیگه اضافه کن بفرست واسه جوجه بعدی
.
.
.
ارسالی :عطا
بعد از گذشت ِاین همه سال عاشقم هنوز
هر چند اگر نمانده مجال عاشقم هنوز
در آرزوی بوسه ای بر آن لپم، ببین!
با این همه امید محال عاشقم هنوز
شب یلدایت مبارک
☝
توضیح مدیریت وبگاه:به دلیل خطرناک بودن این اس ام اس بالایی ,
مصرع سوم کمی تغییر داده شد که اصلش در زیر
جهت مصارف عشقولانه قرار داده شد که میتونید استفاده کنید
در آرزوی بوسه ای بر آن لپم، ببین!
تبدیل فرمائید به : ☜ در آرزوی بوسه ای از آن لبم، ببین!
.
.
اس ام اس جديد نوشته شده در 18:11 توسط یوسف. GetBC("175"); سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 اس ام اس شب یلدا پیامک شب یلدا اس ام اس شب یلدا پیامک شب یلدا.
.
.
شب يلدا شد و ميلاد خوش ايزد مهر
زايش نور از اين ظلمت تاريک سپهر
شب يلدا شد و بر سفره دل باده عشق
.رخ معشوقه و مدهوشي دلداه عشق
شب يلدايتان پرستاره و پرخاطره باد
.
.
اس ام اس شب یلدا پیامک شب یلدا
.
.
شب يلداست
دلم در خواب پروانه شدن بود
ولي افسوس
دلم در اوج رفتن روبه شمعي سوخت و من نالان
کنار سفره اي از عشق خالي …
شبی مايوس و سرگردان دارم امشب
.
.
اس ام اس شب یلدا پیامک شب یلدا
.
.
شب يلدا شد و رفتي و از غم خوانده ام
از اين هجرت به آن شب گيسوان افشانده ام
گذشت اما هزاران شب از آن هجران و من
اسير آن شب يلداي جانسوز مانده ام
.
.
.
اس ام اس جديد نوشته شده در 15:35 توسط یوسف. GetBC("174"); سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 اس ام اس شب یلدا sms شب یلدا اس ام اس شب یلدا sms شب یلدا.
.
.
شب يلدا ز راه آمـــــــــــد دوبـــــــــاره
بگير اي دوست! از غمهـــــــا کناره
شب شادي وشـــور و مهرباني است
زمـــــــان همدلي و همزباني است
.
.
اس ام اس شب یلدا
.
.
شب ولادت ميترا ،الهه ي مهر بر آن شويم همانند پيشينيان
اهريمن وجودمان را مغلوب ساخته تا روشنايي مهر و محبت در دلمان
جوانه زندو بذر عشق و دوستي طولاني ترين شب سال را منور کند . . .
يلدا مبارک
.
.
پیامک شب یلدا
.
.
يلدا ست بگذاريم هر چه تاريکي هست
هرچه سرما و خستگي هست
تا سحر از وجودمان رخت بربندد امشب
بيداري را پاس داريم تا فردايي روشن راهي دراز باقيست
.
.
.
اس ام اس جديد نوشته شده در 15:27 توسط یوسف. GetBC("173"); سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 اس ام اس شب یلدا 1390 پیامک شب یلدا 1390 اس ام اس شب یلدا 1390 پیامک شب یلدا 1390.
.
.
شب يلدا شب بزم و سرور است
شبي طولاني و غمها بدور است
شباهنگام تا وقت سحرگاه
بساط خنده و شادي چه جوراست
يلدا مبارک
.
.
اس ام اس شب یلدا 1390
.
.
امشب را به نور قرنها قدمت جاري نگه داريم
شب يلدا ، اين شب زايش مهر و ميترا ،
شب زايش نور و روشنائي
بر تو ايراني مبارک
.
.
پیامک شب یلدا 1390
.
.
باور به نور و روشنايي است
که شام تيره ،از دل شب يلدا
جشن مهر و روشنايي به ما هديه ميدهد
يلدا يتان مبارک
.
.
.
اس ام اس جديد نوشته شده در 14:32 توسط یوسف. GetBC("172"); سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 اس ام اس شب یلدا پیامک شب یلدا اس ام اس شب یلدا پیامک شب یلدا.
.
شب يلدا هميشه جاوداني است / زمستان را بهارزندگاني است
شب يلدا شب فر و کيان است / نشان ازسنت ايرانيان است
يلدا مبارک
.
.
اس ام اس شب یلدا
.
.
امسال چه زيباست شب يلداي من طولاني ترين شبي که به تو
فکر مکينم و از يادآوري نگاه پر مهرت شب سياهم
لبريز از نور عشق ميشود معبودم
يلدا مبارک
.
.
پیامک شب یلدا
.
.
سهم من از شب يلدا شايد…
قصه اي از غصه و انار سرخي که پر از دلتنگي ست
غم هايم بلند همانند شب يلداست
.
.
.
اس ام اس جديد نوشته شده در 14:24 توسط یوسف. GetBC("171"); سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 اس ام اس شب یلدا جدید اس ام اس شب یلدا جدید
.
.
.
آري ام شب شب يلدا است
شب فال
شب عشق
شب هندوانه
وشب آزادي وشب رهايي
چيزي به يادم نمي آيد
جز اينکه
امشب شب تنهايي من است
يلدايت مبارک
.
.
پیامک شب یلدا جدید
.
.
مهر رخشا نکوترين چهر است / شب يلدا تولد مهر است
اين همايون شب خيال انگيز / هست درآخرين شب پاييز
بيخ وبن در حماسه گستردست / در نهادش حماسه پرور دست
لفظ يلدا اگر چه سريانيست / شب مهرآفرين ايراني ست . . .
.
.
اس ام اس شب یلدا
.
.
.
.
من بلنداي شب يلدا را تا خود صبح شکيبا بودم
شب شوريده ي بي فردا را با خيال تو به فردا کردم
چه شبي بود ، عجب زجري بود
غم آن شب که شب يلدا بود . . .
.
.
.
اس ام اس جديد نوشته شده در 14:14 توسط یوسف. GetBC("170"); اس ام اس
لينکهاي دوستان سايتهاي اينترنتي میهن کمپ
لينکهاي دوستان سایتهای اينترنتي عکس داغ روز
مجموعه برترین شعبده بازان جهان
این مجموعه عظیم شامل هنر نمایی های بزرگ ترین شعبده بازان جهان از جمله دوید بلین – کریس آنجل -دیوید کاپرفیلد میباشد
شاهکارهای معماری جهان
طراحی داخلی – طرح های اجرا شده طراحی خارجی ساختمان – فایلهای اتوکد – به همراه نرم افزار Frank lioid wright
دیالوگ زبان انگلیسی شبکه آموزش
موثرترین و اصولی ترین مجموعه های آموزش زبان انگلیسی است
مجموعه ۴ کارتون والدیسنی زیبا
کارتون جوجه کوچک -
کارتون جوجه اردک زشت و من -
کارتون قهرمان کوچک -
کارتون شنل قرمزی دوچرخه سوار -
Copyright © 2008-2010 IRANMEET. All rights reserved.
var gaJsHost = (("https:" == document.location.protocol) ? "https://ssl." : "http://www."); document.write(unescape("%3Cscript src='" + gaJsHost + "google-analytics.com/ga.js' type='text/javascript'%3E%3C/script%3E")); try { var pageTracker = _gat._getTracker("UA-5518961-1"); pageTracker._trackPageview(); } catch(err) {}براي اين افراد ايميلي مبني بر انتخاب نام دامنه ارسال شده.دوستان توجه داشته باشيد كه از همين امروز دور دوم قرعه كشي شروع خواهد شد.پس بهتر هست از همين حالا ثبت نام كنيد.در ضمن قبل از ثبت نام حتما قوانين را مطالعه كنيد چون اگر وبلاگ شما از قوانين قرعه كشي پيروي نكرده باشد اصلا در قرعه كشي شركت داده نخواد شد.از اين به بعد هم بعد از ثبت نام هيچ ايميلي از طرف تم ديزاينر براي شما ارسال نخواهد شد شما اگر از قوانين نوشته شده در صفحه ي ثبت نام پيروي كرده باشيد خوب در ليست قرعه كشي هستيد و در غير اين صورت شما حذف خواهيد شد. مدير وب سايت تم ديزاينر : علي بهنام فر 1390/10/018
نمونه قالب | دریافت قالب
نمونه قالب | دریافت قالب
نمونه قالب | دریافت قالب
نمونه قالب | دریافت قالب
نمونه قالب | دریافت قالب
نمونه قالب | دریافت قالب
نمونه قالب | دریافت قالب
نمونه قالب | دریافت قالب
1 2 3 4 5 6 بلاگ وبنظر شما در مورد نسخه ي جديد تم ديزاينر چيست؟
نسخه جديد خيلي بهتر از نسخه ي قديمي هست. نسخه ي قديمي بهتر بود ميشد بهتر از اين باشهمشاهده نتایج نظر سنجي
بارگذاری ... /* */ قالب امام زمان قالب بلاگفا قالب بلاگ وب قالب تاريخي قالب جوان بلاگ قالب دست نوشته قالب زمستان قالب سه ستونه قالب مرد عنكبوتي قالب ميهن بلاگ قالب وبلاگ قالب وبلاگ اينترنت قالب وبلاگ بازي قالب وبلاگ دانلود قالب وبلاگ رمضان قالب وبلاگ ساده قالب وبلاگ طراحي قالب وبلاگ عشق قالب وبلاگ ماشين قالب وبلاگ محرم قالب وبلاگ مذهبي قالب وبلاگ مشكي قالب وبلاگ موبايل قالب وبلاگ موزيك قالب وبلاگ مينياتور مدرن قالب وبلاگ پاييز قالب وردپرس قالب پرشين بلاگ قالب گالري عكس Copyright © 2008-2011 Theme-designer.com All rights reserved. | online: 1 persianstat(10071444, 0); آمارتبليغات
انجمن
ارتباط با ما
عضويت «New»
صفحه نخست
نظرسنجي
شهرداری تبریز و پرسپولیس ؟
برد شهرداری ! مساوی ! برد پرسپولیسView Results
Loading ... Polls Archiveبازي آينده
هفته 20 شهرداری پرسپوليس
تاريخ : دوشنبه 26 دی ساعت : 00 : 15 ورزشگاه : یادگارامام - تبریز داور : ---
آخرين بازي
هفته 19 پرسپوليس 4 1 شاهین
کریمی (3)
رضایی (12)
نوری (19)
اولادی (48)
گزارش
دانلود گل ها + پخش آنلاین
تاريخ : چهارشنبه 21 دی ساعت : 40 : 16 ورزشگاه : آزادی - تهران داور : یدالله جهانبازیهفته بیستم
یکشنبه 25 دی نفت تهران 15:00 فولاد داماش 15:00 فجر مس. س 15:00 ملوان شاهین 15:00 تراکتور نفت آبادان 15:00 سپاهان ذوب آهن 15:00 سایپا صبای قم 15:00 راه آهن استقلال 16:40 مس. ک دوشنبه 26 دی شهرداری 15:00 پرسپولیس----------
[ نتايج هفته 19 ]
جدول رده بندي
رده
تيم
بازيها
امتياز
1
استقلال
19
40
2
نفت تهران
19
26
3
تراکتورسازی
19
33
4
صبای قم
19
33
5
سپاهان
19
31
6
فولاد
19
27
7
نفت آبادان
19
26
8
پرسپوليس
19
25
9
ذوب آهن
19
24
10
داماش
19
23
11
شهرداری تبریز
19
23
12
سایپا
19
22
13
ملوان
19
21
14
شاهین
19
20
15
راه آهن
19
19
16
فجر سپاسی
19
19
17
مس کرمان
19
19
18
مس سرچشمه
19
13
---------------
[
جدول کامل ليگ برتر ]
( تا پايان هفته
18 ) ----------
[
جدول گلزنان ليگ برتر ]
( تا پايان هفته
18 )
لیگ قهرمانان آسیا
--------------
.:. برنامهـ بازی هایــ
پرسپولیســ .:.
[
کــلــیــکــ کــنــیــد
]
جديدترين پوسترها
مصطفی دنیزلی
---------------
علي کريمي
---------------
[ پوسترهاي پرسپوليسي ]
آمار آمارلينک دوستان
البرز دانلود
آرش 98 | دانلود رايگان
سامانه پيامک تــکــــ پــنــل
اسکريپت هاي رايگان
پرشيا دانلود
تک طرح
دانلود رايگان امپراطور
ماه استار ايرانيان
سايت تفريحي سرگرمي چه جالب
مجله اينترنتي پي سي پارسي
بـــكــس تـــهــــرونــــي
اس ام اس عاشقانه
سايت تفريحي,نايس تو نت
اسکريپت
آپلود عکس
سورس برنامه نويسي
سرگرمي و تفريحي نيوفان
هواداران نساجي مازندران
بزرگترین سایت عاشقان
پرتال جوک 4 یو
تک پیامک
دانلود کلیپ
ایران باستان
طراح گرافیک حرفه ای
آپلود عکس و فایل
----------
..:: ارسال لينک ::..
منوي کاربري
فارسي | ENGLISH | العربية
صفحه نخست
مسئولين سايت
ارسال پيام به مدير
منوي اصلي
.:: موضوعات مختلف سايت ::..
جدول نقل و انتقالات
تاريخچه پرسپوليس
افتخارات پرسپوليس
پوسترهاي پرسپوليسي
قالبهاي پرسپوليسي
فايلهاي پرسپوليسي
گل هاي پرسپوليسي
دانلود کتاب هاي PDF
آهنگ هاي پرسپوليسي
پوسترهاي خارجي
امکانات جانبی
برنامه بازي هاي ليگ
نتايج بازي هاي ليگ
جدول ليگ برتر
جدول گلزنان ليگ
برنامه جام حذفي
نتايج جام حذفي
بخش خبري
اخبار باشگاه
اخبار حاشيه اي
ليگ قهرمانان آسيا
اخبار كميته انضباطي
اخبار رقبا
اخبار جالب
نقل و انتقالات
گزارش تصويري
نقد و تحليل
تحليل اختصاصي
ليگ برتر
جام حذفي
تيم ملي
مطبوعات
مصاحبه ها
مصاحبه هاي اختصاصي
بيوگرافي
اطلاعيه ها
اخبار سايت گزارش تصويري ها
پرسپولیس - شاهین (2)
(
تعداد عكس :
22
)
------------------
پرسپولیس - شاهین
( تعداد عكس : 7 )
----------
[
آمار
آمار
---------------------------
www.clicktala.com
www.kalaposti.com
۵ روز حیاتی پیش روی پرسپولیس
موضوع : تحلیل اختصاصی
نوشته شده توسط : یاسر کریمی
پنجشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۰ ، ۱۱:۴۲ ب.ظ
پرسپولیس اف سی : برد پرگل پرسپولیس در ورزشگاه آزادی، بعد از چند هفته ناکامی، هم جایگاه سرخ ها را در جدول بهبود بخشید و هم روحیه برتری جویی را به این تیم بازگرداند. با این همه، رویا پردازانه خواهد بود اگر تصور کنیم در پایان فصل پرسپولیس در صف مدعیان قهرمانی قرار می گیرد. این تیم از آغاز فصل بد بسته شده و توازن بین کیفیت عناصر هجومی و عناصر دفاعی آن برقرار نیست و هرچقدر هم ورود دنیزلی موثر باشد، باز هم در ادامه فصل خط دفاعی و دروازه بان متزلزل پرسپولیس، کار دست این تیم خواهد داد. با این اوصاف، سقف اهداف پرسپولیس دنیزلی را باید در کسب نیم سهمیه لیگ قهرمانان آسیا جستجو کرد.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
در این مقاله قصد داریم به بازیگرانی بپردازیم که در یک دوره خاص بسیار
صاحب نام بوده اند اما اکنون محبوبیت آنها کم رنگ شده است. وقوع این اتفاق
در سینمای هر کشوری رخ میدهد.
وینونا
متولد 29 اکتبر 1971 در امریکا است. وی یک بازیگر موفق است که از 19 سالگی
وارد حرفه بازیگری شد و تا کنون نامزد دریافت اسکار و جایزه گرمی نیز شده
است.
در فیلمهایی مانند زنان کوچک، تلخیهای واقعیت و... حضور داشته است.
دهه قبل از سال 2000 برای او سالی پر از موفقیت بوده است.
بچه سرتق if (document.all)document.write('') اينجا عضو شو تا داستانهاي جديد رو برات ميل كنم
میانگین بازدید روزانه : 17000
¤¤¤بچه سرتق : گسترده ترین و کامل ترین و پر بیننده ترین وبلاگ سکسی تاریخ ایران¤¤¤
خبر خوش شهردار بوشهر به بانوان؛
بانوان متقاضي تاكسي به شهرداري مراجعه كنند/راه اندازي تاكسي لوكس در بوشهر
ارز تك نرخي، فضاي رقابت سالم را فراهم ميكند
اظهار نظر دلاري ايوب پاپري مقدم
وقتي فردوسي پور نتوانست !
جزئياتي از پشت پرده ديشب نود در ارتباط با شاهين بوشهر
با ايجاد درگيري توسط چند نفر
حذف شعار مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل از سر درب مسجدي در بوشهر!!!
كرمي در گفتگو با سوك :
به شدت با عاملين حادثه آتش سوزي آسايشگاه معلولين برخورد خواهد شد
استاندار مطرح كرد:
موضع گيري در ارتباط با انتقادت تند اخير رسانه ها
عبداله نجفي
نيم نگاهي به مخاطرات حضور در شبکه هاي اجتماعي همچون فيس بوک
ايمان عطارزاده
خردادِ حماسه
سيد جواد مهدوي
گرفتار پروژه مشغول سازی جریان فتنه نشویم
وحيد يامينپور
آيا جریان سبز يك جنبش جنسي بود؟
محمد رضايي
خواص، عوام، عبرتها و نقشه راه
تیم کشتی نوجوانان ایران در مسابقات بین المللی کشتی باکو شرکت نکرد :: ايرنا 8 ساعت پیش
فردوسیپور مجری جشنواره فیلم میشود :: تابناک 8 ساعت پیش
مشکل جدید استقلال دیوان محاسبات است :: تابناک 8 ساعت پیش
کاهش رتبههای اعتباری اتحادیه اروپا :: تابناک 8 ساعت پیش
خودسوزی دو اردنی در اعتراض به فقر و فساد :: تابناک 8 ساعت پیش
نظام تک قطبی آمریکا به بن بست رسیده است :: ايرنا 8 ساعت پیش
جایزه تازه برای «جدایی نادر از سیمین» :: تابناک 8 ساعت پیش
وزارت امور خارجه ترکیه ادعای روزنامه رژیم صهیونیستی راتکذیب کرد :: ايرنا 8 ساعت پیش
ادعای مضحک کامرون درباره ایران :: تابناک 8 ساعت پیش
ایرانیان مقیم پاکستان در شب اربعین سالروز شهادت امام حسین (ع) به سوگ نشستند :: ايرنا 8 ساعت پیش
واکنشها به اقدام شنیع نظامیان آمریکایی :: تابناک 8 ساعت پیش
کاهش نرخ تورم در ماه دسامبر در اسپانیا :: تابناک 8 ساعت پیش
اعتصاب رانندگان تاکسی در شهرهای بزرگ ایتالیا :: تابناک 8 ساعت پیش
دبیر کل سازمان ملل ترور دانشمند هسته ای ایران را محکوم کرد :: ايرنا 8 ساعت پیش
برنامه پخش فوتبال از تلویزیون :: تابناک 8 ساعت پیش
فردوسی پور مجری فیلم فجر می شود؟ :: تابناک 8 ساعت پیش
ادعای پیام محرمانه اوباما برای رهبر انقلاب :: تابناک 8 ساعت پیش
بدهی خارجی روسیه به مرز 539 میلیارد دلار رسید :: تابناک 8 ساعت پیش
هند، بازار خرده فروشی را به روی دو کمپانی بزرگ گشود :: تابناک 8 ساعت پیش
شیث رضایی با پیراهن دوسلدورف+عکس :: تابناک 8 ساعت پیش
باشگاه استقلال : رضايتنامه هنوز صادر نشده است!ادامه اخبار
كيوان پلاست؛ فروش و اجراي انواع سقف كاذب هیچ نظر سنجی فعالی وجود ندارد شكست خانگي ايرانجوان بوشهر مقابل تيم فانوس به دست+جدول سفر وزير نفت به شمال بوشهر جدول/ وضعيت شاهين بوشهر در ليگ برتر جاسم كرار؛ تبري که شاهين با آن پنير مي برد! درستگيري 4 شكارچی غیرمجاز در دشتستان فيروز كريمي: مسئوليت شكست را بر عهده ميگيرم/ 100درصد با شكوري برخورد مي كنم بوشهر، رتبه سوم كشوري در كاهش بارندگي افتتاح دومين كارخانه كنترل از راه دور كشور در بوشهر+تصاوير عکس: ابهام فیروز اجراي طرح مهم پزشك امين در استان پیکر شهید احمدی روشن در امامزاده علیاکبر(ع) چیذر به خاک سپرده میشود آسیایی شدن پیشکش؛ شاهین را سقوط ندهید تصاوير/باخت شاهين مقابل پيروزي عكس/ شهيد احمدي روشن در كنار فرزندش واکنش آمریکا به ترور شهید احمدی عکس/ طالب لو مقهور پنالتی علی کریمی عکس/ پدر شهید مصطفی احمدی روشن تصاوير: بازديد اعضاي شورا و شهرداري بوشهر از كودكان معلول حادثه آتش سوزي براي اولين بار در كشور ، تجليل از موتورسواران بوشهري قانون مدار +تصاوير 8 واقعیت نگران کننده شاهین فریادهای کریمی در راهروی ورزشگاه عکس/اشک فیروز کریمی درآمد! اعتراض شدید هواداران شاهین به داوری فيروز کريمي ورزشگاه را ترک کرد عکس/طالب لو به تور افتاد! باخت سنگین شاهین مقابل پرسپولیس پيروزي پرسپوليس برابر شاهين در نيمه اول حاشيههاي پيش از بازي پرسپوليس و شاهين امريكا: 6 ملوان ايراني را در خليج فارس نجات داديم+تصاوير جزئیات ترور دانشمند جوان هستهای در تهران تصاوير/انفجار تروریستی در تهران سقوط جوان گاز کش از ساختمان 4 طبقه در بوشهر يكي از كانديداهاي رد صلاحيت شده بوشهر+عكس دستگیری 71 نفر فروشنده موادمخدر در گناوه شفیعزاده گزینه مدیرعاملی شاهین نیست قول شوراي شهر بوشهر به كارمندان بي خانه شهرداري عکس: تصویري بسیار زیبا از تنگه هرمز رودست خوردن فردوسی پور در ماجرای فينال شاهين و استقلال گزارشي از تبلیغات داوطلبان مجلس در بوشهر دلیل انفجار خطوط تاسیسات گازی دیلم مشخص نشده است اعتراض رويانيان به تعويق ديدار شاهين و استقلال تصاوير/مراحل پایانی ساخت جکت های فازهای20 و21 پارس جنوبی آتش سوزی در تاسیسات شركت گاز سیاهمكان ديلم با مدیرانی که با سرمایهگذاران تعامل مناسبی ندارند برخورد میشود بیمارستان 17شهریور برازجان جزء بيمارستان هاي برتر كشور تصاوير/افتتاح نمايشگاه صنعت ساختمان در بوشهر تغيير در زمان ديدار فينال شاهين و استقلال نزاع در جمعه بازار بوشهر+تصاوير نياز مبرم بوشهر به يك بيمارستان خصوصي محكوميت شاهين در كميته انضباطي 14 نفر در اثر برق گرفتگی در استان بوشهر جان باختند 55 شکایت بر روی میز مدیر مسئول بوشهری روزنامه کروبی صحبت هاي وزير نفت در خارك درخواست امام جمعه بوشهر از وزارت نفت گزارش تصويري از جلسه شوراي اداري استان بوشهر فيروز كريمي مبلغ قرارداد كرار را اعلام كرد مبلغ كل يارانه استان بوشهر مشخص شد تعرفه برق اصناف بوشهری اصلاح میشود حداكثر و حداقل سن ثبت نام كنندگان مجلس در استان بوشهر فيلم سه گانه هاي ساحلي در بوشهر كليد خورد نظر استاندار در مورد منطقه مرزي استان بوشهر آب شيرين خليج فارس در شهر جم گزارش تصويري / دیدار شاهین بوشهر و فولاد خوزستان به پرسپولیس گل بزنید پراید بگیرید،استقلال را ببرید صاحب پرشیا شوید آغاز ثبت نام داوطلبين دانشگاه جامع علمی-کاربردی حاشیه های دیدار شاهین و فولاد خوزستان مرکز نگهداری معلولین بوشهر پس از آتش سوزي شاهین شرط استقلال را پذیرفت/ کرار در فینال بازی نمیکند تذكر شديد معاون استاندار به دستگاه هاي استان واژگوني يك اتومبيل در مسير سيراف_تنبك +تصاويرادامه اخبار
نیازمندیها تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سایت سوک می باشداما امروز کارت پستالی را به شما معرفی می کنیم که صدای شما را نیز انتقال می دهد.
قیمت : 16,900 تومان » گیرنده تلویزیون دیجیتالDVB-Tگیرنده تلویزیون دیجیتالDVB-T با کيفيــت بســیار بالا با تــصـــویر HD کوچکترين دستگاه تلويزيون ديجيتال در دنيا
قیمت : 31,000 تومان » آموزش تصويري بافتنيكامـــل ترين و جـــامع ترين مـــجموعــــه آمـــــوزش بافتنـي 10ها شيوه مختلف آموزش بافتني را يكجا ياد بگيريد
قیمت : 4,500 تومان » سر شير LED حساس به دماآخرين تكنولوژي روز در منزل و محل کار شما تغییر رنگ بر اساس دمای آب با 2 رنگ آبی و قرمز
قیمت : 16,000 تومان » فایر تایربا فایرتایر به اتومبیل خود جلوه دهید با نور افشانی بی نظیر دارای سنسور هوشمند حرکت مناسب هر نوع رینگ و لاستیک
قیمت : 12,500 تومان » ليزر انگشتريلیزر انگشتری بیمز Laser Finger Beams پدیده سال 2012 را به انگشتان خود ببندید و دیگران را حیرت زده نمایید! در تاریکی ها هر چه می خواهید بکشید ...
قیمت : 12,000 تومان » جدیدترین مدل mp3 player آيپـاد - سونيجدیدترین مدل mp3 player دارای صفحه نمایش و دارای بک لایت برای استفاده در شب دارای اسپیکر فوق العاده قوی و با کیفیت
قیمت : 25,000 تومان » ساعت انگشتری نگین دارساعت انگشتری نگین دار با يك تير 2 نشان بزنيد هم انگشتر و هم ساعت هم بسيار شيك هم خيلي متفاوت
قیمت : 8,200 تومان » بلوتوث هوشمند ماشین جوپیتر جکبلوتوث هوشمند ماشین جوپیتر جک جوپیتر جک دستگاه جدید متصل کننده موبایل به رادیو می باشد.با جوپیتر جک میتوانید هنگام رانندگی ارتباط امن و آزاد با دوستان داشته باشید و حتی میتوایند موزیکهای موبایل را از طریق رادیو ماشین گوش کنید.
قیمت : 34,000 تومان » ساعت پروژکتوری دو را(دخترانه)ساعت پروژکتوری دورا داشتن چنین ساعتی آرزوی هر دختر بچه ای است بهترین هدیه برای دختر خانم ها به همراه جلوه های تصویری پروژکتوری
قیمت : 6,000 تومان » MP3 PLAYER طرح اپل با صفحه نمایشام پي تري پلير اي پاد شافل با صفحه نمايش و اشانتيون كوچك ترين ام پي تري پلير جهان با كيفيت خارق العاده
قیمت : 20,000 تومان » بازي كامپيوتر پرندگان خشمگيندر سال گذشته ي ميلادي براي دستگاه هايي نظير آيپاد , گوشي هاي آندروييدي و پي اس پي يك بازي منتشر شد كه به شدت مورد استقبال قرار گرفت و اين بار براي ويژه كامپيوتر
قیمت : 4,000 تومان » شارژر همــه كاره ( اختاپوسي )شـارژر اخـتاپوسي قابـل استـفاده براي تمامي گوشي ها تبديل براي مـاشين
قیمت : 11,900 تومان » بازي فوق العاده زيباي ASSASSINS CREED REVELATIONSبدون شک، این نسخه برای آن دسته از طرفداران این سری از بازی ها که از سال 2007 تا کنون تمام نسخه های آن را دنبال کرده اند، بسیار جذاب خواهد بود
قیمت : 5,000 تومان » call of Duty Modern Warfare 3 - ندای وظیفه 8 - جنگهای مدرنسری جدید این بازی تحت عنوان Call of Duty : Modern Warfare 3 ، ندای وظیفه :جنگاوری نوین 3 توسط کمپانی معروف Activision Blizzard منتشر شده است
قیمت : 8,000 تومان » هدست تغيير صداهندز فری تغییر صدای موبایل تغییر صدای شما با قابلیت های جالب ... تبدیل صدای مرد به زن و بالعکس هنگام صحبت با موبایل
قیمت : 11,000 تومان » ساعت تاچ اسكرين ( اكوا )ساعت تاچ اسکرین آکوا - AQUAاولین ساعت صفحه لمسی در جهان پدیده سال 2011 را به دستان خود ببندید! ضد آب ، مقاوم ، شیک و سبک ...
قیمت : 39,000 تومان » میزخنک کننده لپ تاپ LEDحتما زمانی که با لپ تاپ خود مشغول کارکردن هستید ، متوجه گرمای زیر لپ تاپ و بدنه آن شده اید.دمای بالا باعث کاهش عملکرد قطعات لپ تاپ شما نظیر پردازنده ، کارت گرافیک و ... می گردد
قیمت : 8,000 تومان » ساعت ديجيـتالي پوما 2012 LEDنسل جديد ساعت پوما جديدترين مدل ساعت ديجيتالي پوما فوق العاده شيك برای پسر ها و دختر خانم ها ی خوش سلیقه
قیمت : 11,500 تومان » ساعت مولکولیledساعت ميكروبي ال اي دي با شیوه خواندن بسیار متفاوت و زیبا قابل تنظیم برای نمایش خودکار زمان با رقص نور زیبا در هر 15 دقیقه
قیمت : 16,500 تومان » پد از بين برنده سـموم بدن كينوكيپد دفع سموم بدن کینوکی - Kinoki (فیلترینگ بدن انسان ) از بین برنده سموم مضر موجود در خون تهیه شده از سرکه طبیعی گیاه اعجاب آور بامبو
قیمت : 11,500 تومان » بند انداز برقي بانوانبند انداز برقی اتوماتیک رفع موهای زائد شما در منزل تنها در 5 دقیقه بدون نیاز به تخصص صورت خود را بند بیندازید بهترین هدیه و کادو برای بانوان: محصول جدید، پیشرفته و بی نظیر بندانداز اتوماتیک
قیمت : 32,000 تومان » مجموعه نرم افزاري GPSاولين مجموعه نرم افزاري موقعيت ياب جي پي اس،سازگار با تمامي گوشي ها شامل ترفند و نکات آموزشی به زبان فارسی در قالب موضوعاتی مانند : (کدهای مخفی گوشی ها ، بازگردانی سرعت بالای گوشی موبایل...
قیمت : 4,500 تومان » بازي اورجينال درايور 2012Driver San Francisco 2012 : بالاخره نسخه کامپيوتر بازي جديد و محبوب راننده يا همان درايور عرضه شد.Tanner يعني Jerchio به وي تيراندازي مي کند. زماني روال داستان در اين نسخه پي گرفته مي شود که Tanner در کما قرار دارد و از آن به بعد حوادث بازي روي مي دهد.
قیمت : 5,000 تومان » عينك افتابي تروكالرعینک ترو کالری که ما برای شما ارسال می کنیم عینک TruColor اورجینال بوده و در تمامی بخشهای آن حتی بر روی دستمال آن نیز عبارت Made In Canada حک شده است
قیمت : 40,000 تومان » شال شمسجديدترين شال بازار با طراحي منحصر به فرد طراحي مهر 1390 با كيفيت شال متفاوت فروش ويژه قیمت : 11,000 تومان
قیمت : 11,000 تومان » شال نگينجديدترين شال بازار با طراحي منحصر به فرد طراحي مهر 1390 با كيفيت شال متفاوت فروش ويژه
قیمت : 11,000 تومان » خرید كارتريج ۱۰ عددی الکترو اسموکبا توجه به درخواست بیشمار خریداران دستگاه ترک سیگار الکترو اسموک فروشگاه اقدام به فروش مجزای فیلتر های اضافی این دستگاه نموده است.
قیمت : 7,000 تومان » مجموعه نرم افزاري نوكيا 2012اولين مجموعه نرم افزاري موبايل،سازگار با تمامي گوشيها در قالب دو DVD به همراه نرم افزارهای پیش نیاز و ضروری ویندوز به منظور اجرای بهتر و بدون پیغام خطای برنامه ها
قیمت : 5,800 تومان » مجموعه نرم افزازي سوني اريكسون 2012اولين مجموعه نرم افزاري موبايل،سازگار با تمامي گوشيها در قالب دو DVD به همراه نرم افزارهای پیش نیاز و ضروری ویندوز به منظور اجرای بهتر و بدون پیغام خطای برنامه ها
قیمت : 5,800 تومان » گن لاغری اسلیم لیفتآیا تا به حال خود را در آینه دیده و آرزو کرده اید که یکمرتبه بدون رژیم و جراحی لاغر شوید؟ با پوشیدن این گن شکل بدن و هیکلتان را تغییر دهید
قیمت : 12,900 تومان » دماسنج عشقآشکار کننده میزان عشق بر اساس حرارت بدن شما بهترین هدیه به دوست همسر و خانواده تان زیرا علاوه بر هدیه مادی میزان عشق خود به آنها را نیز نشان خواهید داد
قیمت : 8,500 تومان » ماسك كوچك كننده بينيمحصول برگزیده و پرفروش آرایشی بهداشتی در کره جنوبی از بین برنده دائمی سلول های مرده پوست و جوش های سر سیاه
قیمت : 9,000 تومان » مجموعه كامل آموزش آشپزيمجموعه بزرگ آموزش آشپزی به زبان فارسیبه صورت کامــلا ویدیویــی در 37 قسمت یا سی دی ( 5 DVD )
قیمت : 8,400 تومان » مجموعه اروبیک کودکانویژه کـــــــــــــودکان به همراه حرکات کششی تصویری با کیفیت عالی و زبان فارسی
قیمت : 4,800 تومان » ساعت كلوينساعت ال ای دی ماتریکس ONE KELVIN با کیفیت بی نظیر و طراحی مدرن طرح برگزیده سال 2011 آیا از ساعت های قدیمی خسته شده اید؟
قیمت : 25,000 تومان 1 2 3 4 5 >> تبلیغاتدسته بندی ها منوی محصولات لوازم جانبی سرگرمي و تفريحي
پیگیری سفارش جهت پیگیری سفارش به این سایت مراجعه نمایید
قدرت اين سايت در استفاده از فروشگاه ساز ميکس ايران است.
این روزها ، خیلی ها در تدارک مراسم اربعین مردی هستند که اصلی ترین صاحب عزای او ، شخص «آقا » هستند. حسن تهرانی مقدم ، هر که بود و هر چه کرد ، این روز ها ، نزدیک به چهل روز است که دیگر در بین ما نیست. اما خداوند جانِ تابناکِ سید شهیدان اهل قلم را غرقه در باران رحمت خود سازد که فرمود:
"پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند اما حقیقت آن ست که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند. آن روزها مانده اند و بادِ زمان ما را با خود برده است. حقیقت همین است"
مزار
دانشمند برجسته و پارسای بی ادعا،
شهید حسن تهرانی مقدم
، در قطعه 24 بهشت زهرای تهران و به فاصله سه ردیف از شهید دکتر مصطفی چمران ، به امانت گذاشته شده است تا روزی که در رکاب مولایش ، به انتقام سیدالشهدا(صلوات الله علیه) برخیزد. انشاءالله
وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا
يكي از تحريفات عاشورا
ديگه كمتر جايي پيدامي شه اون شور و حال قديم رو داشته باشه. شايد الان تنها مناطق پايين شهر تاحدودي اون اصالت رو در عزاداري هاشون حفظ كرده باشن. قطعا انواع تحريفات رو مي دونين و نيازي به توضيح نيست.فقط تيتر وار بيان مي كنم،نوحه خواني ها، ريتم هاي جديد مداحي، مقتل خواني هاي غير واقعي و... نكته اي كه من دنبالشم و نظرم رو جلب كرده استفاده از علم و كتل در مراسم عاشورا ه.مي خوام بدونم اصلا ريشه ي تاريخي اون چي ه؟ چه دليلي باعث شده چنين ابزاري رو بردوش بذاريم؟ نمي دونم شايد تعصب بيجا دارم اما خيلي شبيه به صليب مي مونه.
این مطلب رو ایرنا درج کرده بود علم و کتل و بیرق از ابتدا تا امروز پیشینه این مراسم و مناسک به دورترین ایام دوران اساطیری و تاریخی میهنمان بازمیگردد. نمونه برجسته و معتبر آن آیین سوگواری سالانه...
صورتهای تمثیلی و رمزی و رفتارهای مذهبی و کاربرد اشیای نمادین در مناسک و مراسم مذهبی دارای معانی ویژه ای است که درک آنها با معیارهای بیرون از حوزه تفکرات دینی بیگانه با عقاید مردم تا حدودی دشوار مینماید. بنابراین، فلسفه پیدایی چنین صورتهای مثالی و شبیهها و تابوت وارهها در رفتارهای آیینی ـ عبادی مردم هر جامعه را باید در فرهنگ دینی همان جامعه و درنظام اعتقادی مردم آن در گذشتههای دور و در تاریخ اسطوره ای و فرهنگهای درآمیخته آن مردم جست وجو کرد.
از طرفی دیگر مراسم و مناسک دهه اول محرم بویژه عاشورا و تاسوعا علاوه بر اینکه جنبه مذهبی برای مردم این سرزمین دارد، ریشه در باورهای اسطوره ای و آرمانی آنها دارد و حتی بسیاری از افرادی که چندان پایبند به آداب و سنن مذهبی نیستند، برای این ایام و مراسم آن ارزش فراوانی قائلند و بدان پایبندند. سؤال اصلی این است که این رسوم از کجا و کی درمیان شیعیان جهان و البته ایران رواج و رونق یافته؟ این علم و بیرق و علامتها نماد و نشانه چیست؟ ریشه در کدام باور و حادثه تاریخی مان دارند؟ و چگونه با گذشت ایام دستخوش تغییر و تحولات شده اند و تا به شکل امروزی درآمدهاند؟
برای یافتن باید به سابقه تاریخی و اسطوره ای این رسم و رسوم پرداخت. «علی بلوکباشی» یکی از محققان ساختن شبیه شهیدان و تابوتهای تمثیلی شهیدان و آیین حمل آنها را در دستههای عزا در فرهنگ ایران بسیار دور و دراز میداند و معتقد است پیشینه این مراسم و مناسک به دورترین ایام دوران اساطیری و تاریخی میهنمان بازمیگردد. نمونه برجسته و معتبر آن آیین سوگواری سالانه مرگ سیاوش و حمل و گرداندن تابوت است. بنابر روایتهای تاریخی، مردم فرارود (ماوراءالنهر) تا نخستین سدههای اسلامی، هر ساله در مراسم یادمان سال مرگ سیاوش، قهرمان اسطورهای ایران که خون پاکش به ناحق بر زمین ریخت، شبیه او را میساختند و در عماری و محملی میگذاشتند و بر سرزنان و سینه کوبان و نوحه خوانان در شهر میگرداندند.
رسم «تابوت گردانی» درمیان شیعیان احتمالاً همزمان با تشکیل نخستین تجمعهای شیعی در مجالس سوگ شهیدان دین و راه افتادن دستههای زائر مرقد امیرمؤمنان حضرت علی (علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) رواج یافت. مطابق مدارکی که به دست آمده «شعاری» یا ساز و برگی مخصوص در میان شیعیان، از اوایل سده پنجم هجری، وجود داشته است که از آن در مراسم سوگواری خود استفاده میکردند. «ابن جوزی» در «المنتظم» در شرح وقایع سال 425ق مینویسد: شیعیان محله کرخ بغداد، به هنگام رفتن به زیارت مزار امیرمؤمنان و سیدالشهدا و دستگاههای آرایه بندی و طلاکاری شدهای به نام «منجنیق» با خود حمل میکردند. منجنیق نخستین و قدیم ترین تابوت واره مذهبی شیعیان مظهری از تابوت یا صندوق گور (ضریح) حضرت علی (علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) بوده است.. شباهت تقریبی میان منجنیق شیعیان کرخ و نخل امروزی را یک باستان شناس و سیاحتگر فرانسوی، با وضعی از نخل نیشابوریان در چند صد سال بعد تأیید میکند. وی که در نخستین دهه قرن بیستم از ایران دیدن میکرد، با مشاهده نخل اهل نیشابور که در میدان عمومی شهر نیشابور قرار داشت، آن را یک نوع منجنیق وصف میکند و مینویسد: «منجنیق شعار مقدسی است که در روز عاشورا آن را با پارچههای ابریشمی زینت داده و با تشریفات زیادی در محلات میگردانند.» «این منجنیق نقاشی شده و از نوارهای نازکی پوشیده شده بود و در میان آن وسایل روشنایی از قبیل لاله و غیره دیده میشد.
نخستین گزارشهای جسته، گریخته از سیاحتگران خارجی مربوط به عصر صفوی است. «پیترو ولاواله» جهانگرد ایتالیایی که دوبار شاهد حرکت دستههای عزا در دوره شاه عباس اول در اصفهان بوده در شرح مراسم عزاداری در سوگ شهادت حضرت علی (علیه السلام) در 21 رمضان 1026 به حمل تابوت اشاره کرده و مینویسد: «دستههای عزاداری در پی شماری بیرق و علم، تابوتهایی پوشیده به مخمل سیاه را بر دوش میکشیدند و روی تابوتها مجموعه ای از سلاحهای مختلف تعرضی و تدافعی و پرهای رنگین قرارداده بودند و دورتادور آنها عده زیادی راه میرفتند و نوحه میخواندند و عده دیگر بوق و کرنا و سنج میزدند و فریادهای عجیب برمیآوردند و جست وخیز میکردند.» همین نویسنده در وصف مراسم عزاداری عاشورا سال 1027 ق ـ یک سال بعد ـ مینویسد: دورا دور آنها را با مخمل سیاه پوشانده بودند و روی هر تابوت یک عمامه سبز و یک شمشیر گذاشته و سلاحهایی از اطراف آن آویخته بودند. این اشیا را روی طبقهایی چند بر سر عده ای گذاشته بودند و به آهنگ سنج و نای جست وخیز میکردند و دور خود چرخ میزدند.
از دیگر جهانگردانی که اتفاقاً در روز عاشورای 1078 ق در میدان نقش جهان اصفهان حضور داشته تاورنیه است که مینویسد: «دوازده دسته از دوازده محله اصفهان با علم وکتل و عماری و ساز وبرگهای مخصوص عزاداری به میدان نقش جهان آمدند. هر دسته یک عماری داشت که هشت تا ده نفر آن را حمل میکردند. چوب عماری به انواع گل و بوته نقاشی شده در هر عماری تابوتی گذارده، روی آن رابا پارچه زری پوشانده بودند… در جلوی هر دسته یک یدک (کتل: اسب جنیب) را میکشیدند، کتلها را با زین و یراق آراسته و به آنها تیر و کمان و شمشیر و خنجر آویخته بودند. در یک صد گامی جایگاه شاه یدک کشان اسبها را به تاخت وامیداشتند و دسته با عماری دنبال آنها میدویدند.» درواقع این اسبها مظهر همان اسبانی بودند که شهیدان بر آنها سوار شده بودند و به جنگ میرفتند. اسناد و مدارکی که از دوران زندیه و قاجاریه در دست است به دلیل نزدیکی آنها به سدههای معاصر متقن تر و پرشمارند. در این دوره سیاحان بی شماری به ایران سفر کرده و از شهرهای آن دیدن کردهاند. ویلیام فرانکلین خاورشناس و افسر ارتش انگلیس، که در اواخر دوره زندیه از کلکته به ایران آمده بود، از آیین سوگواری مردم درماه محرم در شیراز گزارشی چنین میدهد «در روز عاشورا تابوتهای شهدا را که با خون آغشته بود، میآوردند. روی تابوتها، شمشیرها و عمامههای شهیدان را که باپرهای «حواصیل» تزیین شده بود، گذاشته بودند. که پس از اتمام مراسم، این تابوتها را با تشریفاتی خاص به خاک میسپردند».
از سیاحان دوره قاجار، هاینریش بروگش آلمانی است که در زمان ناصرالدین شاه از مراسم عزاداری که «درمیان باغ کاخ ونزدیک اتاقی که شاه برای تماشای تعزیه درآن مینشست» مینویسد: «مهمانان درون چادر بزرگی نشسته بودند و مراسم را تماشا میکردند. درآغاز مردان قوی هیکلی علامات و علمهایی را به میدان میآوردند». بعدازاین هشت نفر وارد میدان شدند که یک چارچوبی را بر دوش حمل میکردند و روی این چارچوب چیزی شبیه قبر درست کرده بودند و به ما توضیح که سمبل قبر پیغمبر اکرم اسلام است. روی قبر چندین طاق شال کشمیر کشیده بودند و چند شمع کافوری نیز روی آن دریک شمعدانی میسوخت. در دوطرف این قبر نیز دو نفر دیگر با علم و کتل حرکت میکردند»
در دوره کنونی نیز همانطور که همگان از کودکی دیده ایم و شنیده ایم در نخستین دهه محرم و دهه پایانی صفر، بویژه در روز اربعین حسینی، دستههای عزادار سینه زن، زنجیرزن راه میافتند و بنابر سنت فرهنگی شهر و دیار خود نشانهای مذهبی و صندوقها و ضریحهایی تابوت واره با خود حمل میکنند. به عنوان مثال روستای «فرخی» در منطقه کویری خور و بیابانک (واقع در کویر مرکزی) از توابع نایین اصفهان از جمله مناطقی است که یکی از مهمترین مراسم عزاداری آنان رسم نخل گردانی یا تابوت گردانی است.
دراین روستا بعد از پایان روضه خوانی، مردم عزادار در حسینیه بزرگ گردهم میآیند و گروهی دیگر پشت سر آنها به یاد امام حسین«ع»، سه نخل (به عنوان تابوت امام حسین«ع»، حضرت علی اکبر«ع» و حضرت علی اصغر«ع») را بر دوش خود حمل میکنند. در جلو نخلها چند نفر از بزرگان و علما و مردم حرکت میکنند و محتشم خوانی میکنند ( 12 بند معروف محتشم کاشانی ) در قدیم رسم بوده همراهان نخلها پابرهنه این مراسم رابرگزار میکردند تا یادی از بازماندگان اسیر شده حضرت اباعبدالله الحسین کرده باشند این را نیز بگوییم که در قدیم، علامت کشان وتابوت کشان ونخل گردانان دستهها، پهلوانان و گردان محله بودند که سنگینی حمل علامتهای بزرگ چندین تیغه و تابوتهای تمثیلی بانیروی عشق و شور به سالار شهیدان میتوانستند تحمل کنند. منبع: irna.ir
بازی سازان ایرانی در پاسخ به بازی رایانهایی «بتلفیلد ۳» بازی «حمله به تل آویو» را با حمایت بیناد ملی بازیهای رایانهایی میسازند
بهروز مینایی رییس بنیاد ملی بازیهای رایانهایی کشورمان در حاشیه چهارمین نمایشگاه بازیهای رایانهایی دبی در پاسخ به فارس درباره واکنش جمهوری اسلامی ایران به بازی اهانت آمیز بتلفیلد ۳ که در آن حمله به کشورمان و عملیات سربازان امریکایی در خیابانهای تهران تصویر شده است، گفت: ما نامههای اعتراض آمیزی به شرکت سازنده و بازی سازان این بازی رایانهایی ارسال کردهایم اما تاکنون پاسخی دریافت نکردهایم
بهروز مینایی افزود: اگر چه بتلفیلد ۳ به لحاظ فنی و تصویری اشکالاتی دارد اما اینکه لوکیشن این بازی تهران باشد قابل قبول نیست
رییس بنیاد ملی بازیهای رایانه ای کشورمان گفت: در اینجا هم اعتراض خود را به دست اندرکاران شرکت اپیک که حامیان نمایشگاه و حضوری فعال در چهارمین نمایشگاه دبی داشتند ابراز کردیم
وی ادامه داد: واکنش آمریکاییها این بود که این مساله صرفا یک بازی و داستان است و نباید زیاد سخت گرفت
رییس بنیاد ملی بازیهای رایانهایی با بیان اینکه استراتژی ما هم در این حوزه باید حمله در برابر حمله باشد گفت: از آنجایی که آمریکا خود را تحت ولایت اسرائیل قرارد داده است بنابراین بازی «حمله به تل آویو» ساخته خواهد شد، چون حتی بازی حمله به واشنگتن هم به اندازه حمله به تل آویو آنها را ناراحت نخواهد کرد
در عین حال جمعی از بازی سازان کشورمان آمادگی خود را برای همکاری در ساخت بازی «حمله به تل آویو» اعلام کردند
چند بازی ساز جوان هم در گفت و گو با خبرنگار فارس از برنامه ریزی برای ساخت هر چه بهتر بازی در مقابل بازی «بتلفیلد ۳» خب ردادند و گفتند ما کار مطالعاتی را از همین حالا (زمان مصاحبه) آغاز می کنیم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به دوستان و کاربران عزیز تالار بیداری اندیشه
چند وقت پیش پیشنهادی شد که مجله ای تهیه کنیم بصورت الکترونیکی و در اختیار کاربران قرار بدیم. این پیشنهاد جدی گرفته شد و یک سری فعالیت هایی شد و بالاخره مجله ای الکترنیکی بنام مجله (گاهنامه) بیداری اندیشه تهیه و تنظیم شد و الان آماده است. این مجله با فرمت پی دی اف است و شما میتونید شماره اول اون رو از لینک های پایین دانلود کنید.
سعی میکنیم این مجله هر چند وقت یکبار کمتر از چهل روز یکبار شماره به شماره در اختیار شما قرار بدیم انشاالله که مفید واقع بشه و استفاده کنید. در ضمن نشر و پخش این مجله در راستای رضای الهی بلامانع است.
دانلود کنید.
شماره اول مجله بیداری اندیشه 13MB
شماره اول مجله بیداری اندیشه 9MB
لینک های مستقیم مجله
شماره اول مجله بیداری اندیشه 13MB
شماره اول مجله بیداری اندیشه 9MB
یا الله
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام
چند روزي بود كه تو اينترنت داشتم دنبال رد پاي يهود در شهادت امامان ميگشتم .
چون به اين اعتقاد داشتم كه حتما يه رد پايي دارن و اين مقاله ي بسيار جالب رو پيدا كردم .
حتما بخونيد ، باور نكردنيه !!!!
در كتاب "اسرار غدير"، صفحه 308-307 آمده است: "سقيفه نمايان در قيافه هاي ظاهر فريب ظاهر شدند كه كمر اجتماع در مقابل آن خم شد... همسر پيامبر صلّي الله عليه و آله در ميدان جنگ در برابر علي عليه السلام ظاهر شد... حضور زن در ميدان جنگ از يك سو و همسر پيامبر بودن از سوي ديگر براي عوام فريبي راه شكننده اي بود و تأثير به سزايي هم داشت، ولي دختر مؤسس سقيفه بودن و سابقه هاي شومي كه از جاسوسي براي پدر در حيات و پس از رحلت پيامبر صلّي الله عليه و آله در پرونده داشت معرف خوبي براي نمايندگي او از سقيفه در مقابل غدير بود."
براي نمونه از جاسوسي هاي عايشه و حفصه، دختران ابوبكر و عمر براي پدرانشان، بسياري از مفسرين شيعه و سني از جمله در تفسير طبري و درالمنثور سيوطي ذيل آيات 3 و4 سوره تحريم ماجرايي را نقل كرده اند بدين مضمون كه: رسول گرامي اسلام كه نگران آينده اسلام بود، روزي با تأسف به يكي از همسران خود حفصه فرمود: پدر تو و پدر عايشه پس از وفات من براي به دست آوردن حكومت، سر به شورش مي زنند و حاكم مي شوند. اين خبر غيبي چون رازي بين پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و همسرش قرار داشت كه دختر عمر آن را براي عايشه افشا مي كند و او به پدرش ابابكر و ابابكر آن را به عمر مي رساند، و عمر از دخترش با اصرار فراوان مي پرسد كه بگو ماجرا چيست؟ تا خود را آماده سازيم. و با نزول آيات ابتداي سوره تحريم، وحي الهي از افشاي راز نهان پرده برمي دارد.
در كتاب "مهار انحراف" صفحات 98-97 به نقل از مسند احمد، ج6، ص274 و الطبقات الكبري، ج2، ص206 آمده است: "پيامبر پس از بازگشت از بقيع و اعلام وجود فتنه در مدينه، به منزل عايشه مي روند و از آنجا بيماري آغاز مي شود و به يكباره تب مي كنند و از دنيا مي روند."
براي نتيجه گيري از بحث، پيرامون شهادت پيامبر اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بايد بگوييم كه نقشه قتل پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) يك بار در جنگ تبوك و چند بار به وسيله سم و بارها به صورت مسلحانه تدارك ديده شده بود كه همه نقش بر آب شد. در اين مقاله يكي از اين موارد ترور بررسي شد ولي جالب اينجاست در تمام اين سوء قصدها ردپاي افراد مشخصي كه از آنان نام برديم ديده مي شود. منافقان و يهودي زادگان، سرانجام حضرت را مسموم كردند و به شهادت رساندند. بي گمان قاتل ايشان، از عاملان نفوذي يهود، در نظام حكومتي و يا حتي در خانه پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است كه به ايشان زهر خورانده است؛ خواه آن را منافق بناميم، خواه يهودي، خواه مشرك. ولي با توجه به شواهد و روايات، زني مسلمان نما كه ارتباط تنگاتنگي با منافقان و يهودي زادگان مدينه داشته است عامل مسموم نمودن پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است؛ ولي تاريخ، او را زن يهوديّه خيبري معرفي كرده است. حال آن كه اين ترور، از ترورهاي نافرجام پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است ولي همگان مي پندارند ايشان با همان زهر زن خيبري به شهادت رسيده است در حالي كه زهر زن منافق، كارگر شده است.
در ادامه، بحثي را پيرامون شهادت بانوي دو جهان، حضرت صديقه طاهره، فاطمه زهرا سلام الله عليها، آغاز مي كنيم.
در كتاب "مهار انحراف"، صفحات 123-122، آمده است: "با وجود تمام تلاش رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در بيان شخصيت والاي فاطمه(سلام الله علیه)، حضرت زهرا(سلام الله علیه) نمي توانست به عنوان دفاع از ولايت، از منزل بيرون بيايد؛ چرا كه غاصبان خلافت، در عمليات رواني چيره دست بودند و مي توانستند جو مدينه را با تبليغات تغيير دهند... از اين نكته كه آن ها توانستند در مدينه به سرعت خلأ قدرت را پر كرده و خود را به عنوان جبهه حق جا بزنند، قدرت و تخصص آن ها در زمينه احاطه خبري، اثبات مي شود. با توجه به جو حاكم بر مدينه، دختر پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اگر وارد ميدان شود و داعيه دار خلافت شود، او را نيز به آساني از سر راه بر مي دارند. اما روند حمله به زهرا(سلام الله علیه) بايد... ظاهري مشروع داشته باشد؛ دقيقاً همان كاري كه صورت گرفت. ابوبكر پس از جريان حمله به خانه فاطمه(سلام الله علیه) بارها مي گفت: ليتني لم اكتشف بيت فاطمه؛ در واقع علت ابراز پشيماني او اين بود كه جريان به كلي به زيان او پايان يافته است. مي توان مبارزات حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیه) را در مقابل غاصبان خلافت و نيز پشتيباني و دفاع از مقام ولايت و امامت را در پنج مرحله مورد بررسي قرار داد: 1. جريان فدك؛ 2. عزاداري حضرت زهرا(سلام الله علیه) در فراق پيامبر؛ 3. حضور حضرت در پشت در خانه و به هنگام آتش گرفتن در؛ 4. اعلام نارضايتي حضرت از دو خليفه و غاصبان خلافت؛ 5. وصيت حضرت در مخفي بودن قبرشان."
پس از فتح خيبر و شكست يهوديان، باغات فدك در اختيار رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قرار گرفت و رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آن را به فاطمه زهرا(سلام الله علیه) اهدا فرمودند و سندي براي آن تنظيم نمودند و فدك، در چند سال از حيات پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در اختيار فاطمه قرار داشت اما ابوبكر و عمر آن را غصب كردند.
در كتاب "ره آورد مبارزات حضرت زهرا سلام الله عليها" صفحات 97-96 آمده است: "فاطمه(سلام الله علیه)... انحرافات و تحريفات را افشا نمود. ماجراي غصب فدك و اين كه پيامبر ارث نمي گذارد را با استدلال هاي محكم قرآني محكوم كرد و سران حكومت را به زانو درآورد... و با شواهد گويا و سند مكتوب (به املاء رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)) مانع ترويج يك حديث جعلي شد، تا فرمان بازگرداندن فدك را از ابابكر گرفت. وقتي سران كودتا... ناچار شدند فدك غصب شده را بازگردانند كه آبرويشان بر باد مي رفت... و اسلامي نبودن فرامين كودتا گران بر همه ثابت مي شد، به زور متوسل شدند و خود را رسوا كردند كه: عمر با دست ناپاكش سيلي به صورت فاطمه(سلام الله علیه) نواخت. و سند فدك را پاره كرد... و در هميشه تاريخ اسلام رسوا شد."
اصرار و شدت عمل ابوبكر و عمر در غصب فدك كه زماني ملك يهوديان بوده است، نشان از عمق كينه و بغض آنان و دوستان يهوديشان، نسبت به فاتح خيبر و صاحب فدك است.
در صفحات 58-57، همان كتاب، آمده است: "چنين انديشيدند كه: به بهانه گردهمايي مخالفان در خانه علي(علیه السلام) به منزل امام يورش ببرند. مخالفان اندك و علي(علیه السلام) در يك مقابله شمشير و در يك جنگ نابرابر كشته مي شوند. آنگاه حل مشكل طبيعي است زيرا: ... علي(علیه السلام) براي خلافت شمشير كشيد جنگيد و كشته شد. نمي بايست دست به شمشير ببرد و در امت اسلامي مسلحانه برخورد كند. اما يك محاسبه دقيق را از ياد برده بودند. فاطمه زهرا(سلام الله علیه) را به حساب نياوردند فكر مي كردند، زني كه براي حفظ حجاب خود در ماجراهاي سياسي دخالت نمي كند در خط مقدم قرار نمي گيرد، در خانه مي نشيند و دعا مي كند يا قرآن مي خواند يا گريه مي كند و چون طرفداران علي(علیه السلام) اندك مي باشند، زود از ميدان خارج شده، و علي(علیه السلام) تنهاست و در تنهايي و غربت چه مي تواند بكند؟ براي همين اهداف شوم دو هزار نفر را بسيج كردند و يا به نقل برخي از نويسندگان 450 نفر را در يورش به خانه امام دخالت دادند. از اين رو دفاع جانانه حضرت زهرا(سلام الله علیه) براي حفظ جان امام(علیه السلام) يكي از ره آوردهاي مهم مبارزات حضرت زهرا(سلام الله علیه) است... و معتقديم: اگر فاطمه نبود، دين و آييني، امامت و تداوم راه رسالتي وجود نداشت."
در همان كتاب، صفحات 50-47، آمده است: "گروه هاي مهاجم و فرمانده شان عمر مي دانستند كه زدن و بازو شكستن و شهادت حضرت محسن براي آن ها گران تمام مي شود و سيلي زدن به دختر پيامبر اسلام كه ده ها حديث و روايت در فضيلت او در ميان مردم انتشار دارد كار ساده اي نمي باشد، و تلاش داشتند اين كار را نكنند، ابتدا با انواع تهديدها برخورد كردند ديدند فايده اي ندارد. هيزم براي آتش زدن در آوردند و هشدار دادند، تأثيري نداشت. و دختر پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مصمم براي شهادت در برابر مهاجمان ايستاده بود، تا درب خانه را آتش نزدند و نيم سوخته آن را بر اندام او نكوبيدند، و بين در و ديوار با ضربت هاي جانكاه محسن او را شهيد نكردند و تا بيهوش بر زمين نيفتاده بود دفاع را ادامه داد... و تا شنيد كه امام زمان او را به زور به سوي مسجد مي كشانند. با همه دردهاي شديدي كه يك زن، پس از سقط جنين دارد، آن هم سقط جنيني كه با ضربت و فشار باشد... چادر بر سر كرد و تكيه به حضرت مجتبي داد و با سرعت خود را به امام رساند... دامن امام را گرفت و مانع بردن امام به مسجد شد... سران سياسي كودتاگر سقيفه... چون به بن بست كامل رسيدند... ناچار شدند كفر پنهان را آشكار كنند و نفاق درون را آشكارا بنمايانند... كه بگويد: قنفذ دست فاطمه را كوتاه كن... و تا دست فاطمه(سلام الله علیه) بر اثر ضربات سخت سست نشده بود نتوانستند علي(علیه السلام) را به مسجد بكشانند. اين واقعه را همه ديدند... همه فهميدند سران كودتاگر سقيفه، منطق و ايمان ندارند كه دست به شمشير و شلّاق مي برند."
و باز در همان كتاب، صفحه 124، آمده است: "در مبارزه مستقيم نمي توانستند تا آنجا پيش بروند كه دختر پيامبر را سيلي بزنند اما در تداوم خط نفاق، عمر به راحتي دستور صادر مي كند و قنفذ يهودي زاده به راحتي اين خيانت را مرتكب مي شود."
و در صفحه 128، آمده است: " ابوبكر فرمان يورش به حريم ولايت را صادر مي كند. عمر به خانه امام هجوم آورده حضرت محسن را به شهادت مي رساند. قنفذ يهودي زاده فاطمه(سلام الله علیه) را كتك مي زند."
مغيرة بن شعبه يهودي نيز، يكي از عوامل حكومت ابوبكر، عمر و عثمان و از مهاجمان اصلي به خانه وحي بود. اخنس پدر مغيره از مشركين بود كه در روز فتح مكه به ظاهر مسلمان شد. برادر او ابوالحكم در جنگ احد به دست امام علي(علیه السلام) كشته شد و او همواره كينه امام علي(علیه السلام) را در دل داشت.
با بيان اين مطالب روشن است كه قاتلان حضرت زهرا(سلام الله علیه)، همان منافقان و يهودي زادگان مسلمان نماي مدينه هستند؛ كه بهتر است از اين پس، آنان را يهودي زادگان قاتل بناميم.
آري اين ها، واقعيات تلخ تاريخ صدر اسلام است كه يهوديا ن همان طور كه در زادگاه آيين مسيح(علیه السلام)، تصميم به سنگسار مريم(سلام الله علیه) گرفتند، اقدام به قتل مسيح(علیه السلام) كردند، ايشان را به پيامبر مفقود الاثر تاريخ بدل نمودند، در حواريان ايشان نفوذ كردند، پولس يهودي را به جانشيني ايشان نشاندند و توحيد را به تثليث بدل نمودند، بار ديگر برنامه شومشان را در زادگاه اسلام و در ميان مسلمانان و اهل بيت پيامبر اسلام تكرار كردند.
شايد تعجب كنيد، اگر بشنويد كه امام علي(علیه السلام) را نيز يك يهودي زاده به شهادت رسانده است.
در كتاب "منتهي الآمال"، جلد اول، صفحه 258، آمده است: "از پس او ابن ملجم آمد... و شمشير بر فرق آن حضرت فرود آورد... آن حضرت فرمود: ... سوگند به خداي كعبه كه رستگار شدم. و صيحه ي شريفه اش بلند شد كه فرزند يهوديّه (ابن ملجم) مرا كشت، او را مأخوذ داريد."
در كتاب "ره آورد مبارزات حضرت زهرا سلام الله عليها" صفحه 121، آمده است: "ابن ملجم يهودي زاده، مسلمان مي شود و از طرف مردم يمن با امام علي(علیه السلام) بيعت مي كند و در جنگ جمل و صفين شركت مي كند و پس از حكميت جزو خوارج شده به ترور امام روي مي آورد."
در كتاب "منتهي الآمال"، جلد اول، صفحه 342، آمده است: "حضرت امام حسن(علیه السلام) با اهل بيت خود مي فرمود: من به زهر، شهيد خواهم شد مانند رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم). پرسيدند كه خواهد كرد اين كار را؟ فرمود: زن من، جعده، دختر اشعث بن قيس. معاويه پنهاني زهري براي او خواهد فرستاد و امر خواهد كرد او را كه آن زهر را به من بخوراند."
اشعث بن قيس شوهر خواهر ابوبكر بود. او كسي است كه سوابق تاريخي نكوهيده او در خطبه 19 نهج البلاغه ذكر شده است و امام علي(علیه السلام) او را منافق پسر كافر ناميده اند. و او نيز از يهودي زادگان قاتل است. معاويه هم كه از سردمداران نفاق در مدينه بود.
در كتاب "ره آورد مبارزات حضرت زهرا سلام الله عليها" صفحه 128، آمده است: "امام مجتبي(علیه السلام) با زهر دختر يهودي زاده اي مسموم مي شود."
نسبت عاملان اصلي شهادت سيد الشهدا امام حسين(علیه السلام)، با منافقان مدينه و شيوه به قدرت رسيدنشان نيز مشخص است.
امام حسين(علیه السلام) با فرمان فرزند معاويه كسي كه در تمام جنگ هاي مستقيم، شكست خورده بود و سرانجام با لطف و عنايت ابابكر و عمر به حكومت رسيد در كربلا به شهادت مي رسد.
در خطبه ي 73 از كتاب شريف "نهج البلاغه" آمده است: "گويند: مروان بن حكم در روز جنگ جمل اسير شد، حسن و حسين عليهما السلام نزد اميرالمؤمنين(علیه السلام) شفاعت كردند و امام علي(علیه السلام) او را رها كرد. به او گفتند: اي اميرالمؤمنين آيا با شما بيعت مي كند؟ فرمود: مگر پس از كشته شدن عثمان با من بيعت نكرد؟ مرا به بيعت او نيازي نيست! دست او دست يهودي است، اگر با دست خود بيعت كند، در نهان بيعت را مي شكند. آگاه باشيد، او حكومت كوتاه مدتي خواهد داشت، مانند فرصت كوتاه سگي كه با زبان بيني خود را پاك كند. او پدر قوچ هاي چهارگانه[چهار فرمانروا] است و امت اسلام از دست او و پسرانش روزگار خونيني خواهند داشت."
دست يهودي كنايه از عهدشكني مروان است، مروان هم يهودي زاده بود، و هم يهوديان در آن روزگاران معروف به پيمان شكني بودند.
بني اميه براي اين كه فرزندان يزيد، عبدالله و خالد بزرگ شوند و حكومت در خاندان ابوسفيان باقي بماند با مروان بيعت كردند كه سرانجام مروان پس از ازدواج با همسر يزيد، ام خالد و پديد آمدن اختلافات داخلي به دست او خفه شد.
چهار فرزند مروان كه به فرمانروايي رسيدند عبارتند از: عبدالملك مروان كه حاكم مطلق العنان امت اسلامي بود، عبدالعزيز كه حاكم مصر شد، بشر بن مروان كه حاكم عراق شد و محمد بن مروان كه حاكم الجزيره شد.
در كتاب "ره آورد مبارزات حضرت زهرا سلام الله عليها" صفحات 121-120، آمده است: "مروان يهودي به ظاهر مسلمان شد و داماد عثمان گرديد... و سپس او و چهار فرزندش تا ده ها سال بر مسلمين حكومت كردند... يهوديان اطراف مدينه كه در خيبر شكست سخت خوردند و در ماجراي بني قريظه، شديداً تنبيه گرديدند، به ظاهر مسلمان شدند، مروان بن حكم يهودي زاده پس از مرگ يزيد حكومت را به دست گرفت و پس از او فرزندان او تا سال هاي سال با قتل و كشتار حكومت كردند."
امام زين العابدين و امام محمد باقر عليهما السلام نيز با زهر فرزندان مروان بن حكم يهودي به شهادت رسيدند.
پيرامون شهادت امام زين العابدين(علیه السلام)، در كتاب "منتهي الآمال"، جلد دوم، صفحه 62 آمده است: "از اخبار معتبر كه بر وجه عموم وارد شده، ظاهر مي شود كه آن حضرت را به زهر شهيد كردند. ابن بابويه و جمعي را اعتقاد آن است كه وليد بن عبدالملك، آن حضرت را زهر داده؛ و بعضي هشام بن عبدالملك گفته اند. ممكن است كه هشام بن عبدالملك... برادر خود وليد بن عبدالملك را، كه خليفه آن زمان بود، وادار كرده باشد كه آن حضرت را زهر دهد. پس هر دو آن حضرت را زهر داده اند؛ و صحيح است نسبت قتل آن حضرت به هر دو تن."
پيرامون شهادت امام محمد باقر(علیه السلام) در كتاب "منتهي الآمال"، جلد دوم، صفحه 172 آمده است: "و گفته شده كه: آن حضرت را ابراهيم بن وليد بن عبدالملك بن مروان به زهر شهيد كرده و شايد به امر هشام بوده"
آن چه در روايات و تواريخ مشهور است امام جعفر صادق(علیه السلام) با زهري كه منصور بن محمد بن علي بن عباس، خليفه عباسي به ايشان خورانده بود به شهادت رسيده است.
بنابر آن چه در كتاب "منتهي الآمال"، جلد دوم، صفحه 310، آمده است و در روايات مشهور است امام موسي كاظم(علیه السلام) را نيز، سندي بن شاهك يهودي كه زندانبان ايشان بود مسموم كرد و به شهادت رساند.
و بالاخره مطلب پاياني را از كتاب "ره آورد مبارزات حضرت زهرا سلام الله عليها" صفحات 128-127، نقل مي كنيم: "حال پس از وفات پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) همه مخالفان و دشمنان پنهان و آشكار اسلام، دست در دست هم نهادند تا علي(علیه السلام) و نظارت امامان معصوم(علیه السلام) در جامعه نباشد. عترت پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در انزوا قرار گيرد. اسلام ناب رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به تدريج فراموش گردد. كه سرانجام: عقده ها و كينه هاي بدر و احد را از دل بيرون كنند. و با كتك زدن دختر پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، از آن زخم هاي كهنه مبارزات امام علي(علیه السلام) به گونه اي انتقام بگيرند، كه در آغاز قصد جان او را داشتند، و سپس به انزواي او كوشيدند. تمام شكست خورده ها، كافران زخم خورده ، يهوديان و يهودي زادگان سيلي خورده، تنبيه شده، حد خورده، آنان كه خويشاوندان خود را در جنگ هاي بدر و احد از دست داده بودند، همه و همه اكنون در كودتاي سقيفه، براي از ميان برداشتن علي(علیه السلام) هم داستان شدند و در انزواي عترت هم پيمان شدند. ابوبكر فرمان يورش به حريم ولايت را صادر مي كند. عمر به خانه امام هجوم آورده حضرت محسن را به شهادت مي رساند. قنفذ يهودي زاده فاطمه(سلام الله علیه) را كتك مي زند. ابابكر و عمر، دست در دست خالد بن وليد گذاشته، مخالفان را سركوب مي كنند. و با ابوسفيان كنار مي آيند و فرزندان او را به حكومت مي رسانند. و يهودي زاده نفوذي، مروان بن حكم داماد عثمان مي شود، و مقدرات جامعه اسلامي را به دست مي گيرد. و سرانجام امام علي(علیه السلام) به دست يهودي زاده اي شهيد مي گردد. و امام مجتبي(علیه السلام) با زهر دختر يهودي زاده اي مسموم مي شود. و امام حسين(علیه السلام) با شمشير فرزند هند جگرخوار (كه در تمام جنگ هاي مستقيم، شكست خورده بود و سرانجام با لطف و عنايت ابابكر و عمر به حكومت رسيد) در كربلا به شهادت مي رسد. و حكايت هم چنان باقي است!!"
حميد زارع
منابع و مآخذ:
1. قرآن مجيد، ترجمه آيت الله ناصر مكارم شيرازي
2. نهج الفصاحه، ترجمه كاظم عابديني مطلق، انتشارات فراگفت، 1386
3. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، مؤسسه فرهنگي انتشاراتي ائمه(علیه السلام)، 1379
4. اسرار غدير، محمد باقر انصاري، انتشارات تك، 1384
5. تبار انحراف، جمعي از نويسندگان، مؤسسه اطلاع رساني و مطالعات فرهنگي لوح و قلم، 1383
6. حماسه حسيني، مرتضي مطهري، ج1، انتشارات صدرا، 1383
7. ره آورد مبارزات حضرت زهرا(سلام الله عليها)، محمد دشتي، مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي اميرالمؤمنين(علیه السلام)، 1381
8. فرهنگ سخنان حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، محمد دشتي، مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي اميرالمؤمنين(علیه السلام)، 1384
9. منتهي الآمال، شيخ عباس قمي، ج1و2، انتشارات ارمغان طوبي، 1384
10. مهار انحراف، جمعي از نويسندگان، ابتكار دانش، 1385
مراسم تشييع و تدفین پیکر شهيد احمدی روشن با حاشیه های جالبی همراه بود از حضور پیرمردی 90 ساله از پایین ترین نقطه شهر تا گریه های کودک 7 ساله که مصطفي نام داشت مي گفت؛ قول ميدهم در آينده مانند شهيد روشن دانشمند شوم.
با ارسال دو یادداشت اعتراضی شدید اللحن صورت گرفت؛همزمان با تشییع پیکر شهید احمدی روشن، وزارت خارجه کشورمان با ارسال دو یادداشت اعتراضی شدید اللحن خطاب به دولت های امریکا و انگلیس، این کشورها را در قبال جنایات انجام شده علیه دانشمندان هسته ای ایران مسئول دانست.
رهبرانقلاب در پیامی به مناسبت شهادت احمدی روشن:حضرت آیتالله خامنهای در پیامی ضمن تسلیت شهادت دانشمند جوان، شهید احمدیروشن در حادثه تروریستی تصریح کردند: از مجازات مرتكبان این جنایت و عاملان پشت صحنه آن هم هرگز چشمپوشی نخواهیم كرد.
توطئه ای که قذافی قبل از مرگ خود بر ملا کرد؛مالک شبکه ماهواره ای «الرأی» گفت: قذافی قبل از کشته شدن با این شبکه تماس گرفته و از توطئه برخی سران عربی بویژه «یک کشور عربی کوچک در منطقه» برای تبدیل شدن به قدرت منطقه ای از طریق براندازی برخی نظام های عربی پرده برداشته است.
احمدي نژاد در ديدار رئيس مجلس ملي اکوادور:رئيس جمهوري با تاكيد بر اينكه امروز نظام سرمايه داري و ماركسيسم به بن بست رسيده اند، تصريح كرد: جهان نيازمند انديشه اي جديد مبتني بر عدالت و ارزش هاي انساني است تا بتواند سعادت و رفاه و حقيقت انسان ها را تضمين كند.
دفترچه راهنمای ثبت نام آزمون دکتری (PH.D) نیمه متمرکز سال 1391 منتشر شد.
دبیر شورای نگهبان و رئیس سازمان انرژی اتمی امروز در مراسم تشییع پیکر شهید احمدی روشن و رضا قشقایی، همکاری وی حضور یافتند.
پيكر شهيد احمدي روشن دقايقي قبل با حضور مردم مومن و انقلابی تهران در امامزاده علي اكبر(ع) چيذر به خاک سپرده شد.
آیت الله امامی کاشانی:خطیب جمعه تهران با اشاره به ترور دانشمندان ایرانی تصریح کرد: در این زمینه البته مجامع بین المللی یا ساکتند و یا با تروریست ها همراهی می کنند.
مراسم تشییع پیکر شهید احمدی روشن و قشقایی امروز با حضور مسئولان لشگری و کشوری، دانشجویان و نمازگزاران تهرانی برگزار شد.
حجت الاسلام تقوي خطاب به آمریکا و صهیونیست ها:رئیس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه خطاب به آمریکا و صهیونیست ها گفت: مطمئن باشید که فرزند 4 ساله شهید احمدی روشن، پرچم و قلم پدرش را برخواهد داشت و مقابل شما خواهد ایستاد.
مراسم تشییع و میثاق با دانشمند جوان هسته ای/مردم همیشه در صحنه تهران پس از اقامه نماز جمعه، پیکرهای مطهر شهیدان مصطفی احمدی روشن، دانشمند نخبه جوان و رضا قشقایی، همکار وی را تشییع کردند.
طائفه در گفتوگو با «خبرگزاري دانشجو»:سخنگوي مجمع جانبازان و ايثارگران تصریح کرد: دريافت پيام انقلاب اسلامي در خاورميانه و اقصينقاط جهان موجبات خشم، بغض و كينه آمريكا و اجرای سناريوي ترور شده است.
حال و هوای کربلا در آستانه اربعین حسینی؛كربلاي معلا آماده ميزباني از بيش از 15 ميليون زائري است كه براي شركت در مراسم اربعين حسيني عازم این سرزمین مقدس شده اند.
مراسم تشییع و میثاق با دانشمند جوان هسته ای/مادر شهيد احمدی روشن در مراسم تشييع پيكر فرزند خود گفت: رهبرم! مقتدای مصطفي من فقط شما بوديد برای همین به پسرم افتخار می کنم.
سياسي بينالملل علمي فرهنگي اجتماعي دین و انديشه ورزشي اقتصاديصفر بیست - علم را با لذت بیاموزید
var CurrentFontSize=parseInt('3');استيو جابز كه مرگش واكنش هاي زيادي ميان كاربران رايانه در سراسر جهان برانگيخت، كسي بود كه با رويكردش به رايانه هاي شخصي ارزان قيمت، يكي از بزرگ ترين صنايع چند دهه گذشته را پايه گذاري كرد.
جابز از همان اوايل دهه 20 زندگيش خود را به عنوان فردي مبتكر در حوزه فناوري و رايانه به جهان شناساند. او يكي از پايه گذاران و مغزهاي متفكر رايانه هاي شركت apple بود و در اين شركت هم به عنوان طراح رايانه و هم مدير اجرايي خدمت مي كرد.
جابز كه در 24 فوريه سال 1955 در شهر سان فرانسيسكوي ايالت كاليفرنياي آمريكا متولد شد، به وسيله پدرخوانده و مادرخوانده اش بزرگ شد. جابز از همان دوران مدرسه به رشته الكترونيك علاقه نشان مي داد. به طوري كه وقتي دانش آموزي دبيرستاني بود از رييس شركت رايانه اي هليوت پاكارد خواست براي تكميل تحقيق كلاسيش قطعاتي در اختيارش قرار دهد. او هم درخواست جابز را رد نكرد و حتي از جابز خواست در فصل تابستان يك دوره كارآموزي را در شركتش بگذراند..........
دستگيري فردي مالزيايي در فرودگاه بين المللي كوالالامپور كه قصد داشت 97 مار و لاك پشت را در ساكش به مقصد جاكارتا مركز اندونزي حمل كند تنها يكي از نشانه هاي رونق تجارت غيرقانوني جانوران وحشي در جهان است.
علاقه مندان منابع طبيعي مي گويند اين تجارت غيرقانوني سازمان يافته است و روال انجام آن هم دايم پيچيده تر مي شود. اين تجارت به گونه هايي از جانوران كه انسان ها علاقه زيادي به آنها دارند از جمله كرگدن ها، ببرها و فيل ها در مقياسي كه پيش از اين هرگز ديده نشده است تلفات وارد مي كند. مطالعه اي جديد نشان مي دهد بازارهاي ثروتمند آسياي شرقي اشتهاي سيري ناپذيري براي دستيابي به جانوران وحشي دارند.
طبق اين مطالعه سازمان هاي جنايتكار با استفاده از عملياتي پيچيده حتي به جمعيت هايي از وحوش كه پيش از اين ايمن بودند دست يافته اند. بعضي از روش هايي كه گروه هاي جنايتكار به كار مي گيرند عبارت است از: استفاده از محفظه هاي مخفي در كانتينرهاي حمل كالا، تغيير سريع مسيرهاي قاچاق و به كارگيري تجارت الكترونيك.........
بارها درباره اين كه سن بلوغ در دختران كاهش يافته صحبت شده است. اما هيچ گاه درباره پايين آمدن سن بلوغ در پسران شواهدي ارايه نشده است. چراكه تشخيص شروع بلوغ در پسران سخت تر است. حالا تحقيقي جديد نشان مي دهد پسرها در عصرحاضر زودتر از گذشتگان به بلوغ جسمي مي رسند. سن بلوغ پسران دست كم از اواسط قرن 18 ميلادي در هر دهه به ميزان دو ماه و نيم ماه كاهش يافته.
جاشوا گلدشتاين، مدير مؤسسه ماكس پلانك براي تحقيقات جمعيتي در شهر روستوك آلمان، اطلاعات مربوط به مرگ و مير را مورد استفاده قرار داده و كاهش سن بلوغ در پسران را اثبات كرده است. اثبات اين امر تاكنون مشكل بوده است. اما با اين تحقيق معلوم شد آن چه درمورد دختران صادق است براي پسران هم صدق مي كند. يعني طول زماني كه در آن افراد بالغ محسوب مي شوند، اما از نظر اجتماعي هنوز بزرگسال نيستند در حال افزايش است........
هنوز برخي 23 فروردين 1340 (12 آوريل 1961)، روزي كه اولين انسان به فضا رفت را به خاطر دارند. در آن زمان حس مشترك هيجان و ترس ناشي از كشف جهاني اسرارآميز ساكنان زمين را دربرگرفت.
حالا پس از گذشت 50 سال از زمان سفر يوري گاگارين به فضا تخيلات بشر به حقيقت نپيوسته و سفر انسان به دنياي خارج از زمين به آن سادگي كه داستان ها و فيلم هاي علمي – تخيلي ترسيم مي كنند انجام نمي شود. اكتشافات فضايي كاهش يافته و سفر انسان به فضا به سفرهاي پرخرج در نزديكي زمين منحصر شده، به طوري كه جز دو ميلياردر هيج فرد عادي ديگري نتوانسته راهي اين سفرها شود. ماه و ساير سيارات در جست وجوي عناصر كمياب حفاري نشده اند و به استثناي ماهواره هاي ارتباطي هيچ صنعت ديگري مرتبط با فضا ايجاد نشده است. پرفسور لارنس مكسول كراس از نظريه پردازان علم فيزيك با اشاره به اين موارد راه شكستن اين بن بست را روي آوردن به تفكرات خلاق مي داند. از جمله ايده هايي كه خود او مطرح مي كند خطر كردن و فرستادن انسان ها به سفري يك طرفه و بي بازگشت به مريخ است تا در هزينه نقل و انتقالات مداوم صرفه جويي شود...........
نتايج اوليه بزرگ ترين مطالعه اي كه تاكنون در زمينه نقش وراثت در بروز افسردگي انجام شده نشان مي دهد عوامل و نشانه هاي افسردگي در چيني ها تا حدزيادي مشابه غربي ها است. اما چند استثناي شگفت انگيز هم وجود دارد.
براساس اين تحقيق سطوح بالاتر تحصيلات در چيني ها با خطر بروز افسردگي در آنها همراه است. اين در حالي است كه تحقيقات در اروپا و ايالات متحده آمريكا خلاف آن را ثابت كرده. به اين ترتيب احتمال ابتلا به افسردگي در چيني ها و ژاپني هايي كه كمترين سطح تحصيلات را دارند تنها يك پنجم كساني است كه از بالاترين سطح آموزش برخوردارند. مطالعاتي كه در كشورهاي ديگر انجام شده نشان داده سطح پايين تر تحصيلات خطر ابتلا به افسردگي را افزايش مي دهد و يا اين خطر در افراد با تحصيلات پايين درحد تحصيل كرده ترين افراد است.
همچنين براساس اين تحقيق وجود پدراني كه بسيار مراقب و محافظ دخترانشان هستند خطر ابتلا به افسردگي را در زنان چيني كاهش مي دهد. اين در حالي است كه اين قبيل والدين ميزان ابتلا به افسردگي را در غرب افزايش مي دهند..........
ستاره شناسان اخبار مهيج زيادي دارند تا در ماه ها و سال هاي آينده در اختيار ما قرار دهند. جالب ترين خبرها مربوط به نتايج سفر فضاپيماي كپلر است. اين فضاپيما كه در جست و جوي سياراتي در خارج از منظومه شمسي است، اكتشافاتي هم در اين زمينه انجام داده است. هدف نهايي از فرستادن فضاپيماي كپلر به فضا يافتن سيارات زمين مانندي است كه امكان حيات در آنها وجود دارد.
اين فضاپيما تاكنون كارش را به خوبي انجام داده و مقادير قابل توجهي اطلاعات را درباره سيارات كهكشان راه شيري به زمين ارسال كرده است.
دانشمنداني كه در پروژه كپلر كار مي كنند در حال استفاده از تلسكوپ هاي زميني هستند تا احتمال سياره بودن 1235 شي ء كشف شده به وسيله اين فضاپيما را بررسي و تأييد كنند. علاوه براين مي كوشند هر نوع اطلاعات ديگري را هم درباره اين اجرام آسماني كسب كنند. اطلاعات فضاپيماي كپلر انگيزه انجام تحقيقات زيادي در علم ستاره شناسي شده است.............
شش ماه بعد از قيام مردم ليبي برضد سرهنگ معمر قذافي، به نظر مي رسد سايه سنگينش از سر كشوري كه براي بيش از 40 سال بر آن حكومت كرده كم شده باشد. در طول ماه هايي كه قذافي در برابر شورش هاي عمومي در ليبي مقاومت مي كرد، اظهارات عجيب و غريبي تحويل مردمش مي داد.
او انكار مي كرد كه تظاهركنندگان از دست حكومت عصباني هستند و حتي ادعا مي كرد اگر درگيري اي هم اتفاق افتاده باشد نتيجه استفاده از مواد توهم زا بوده است.
سايت ساينتيفيك آمريكن درباره شخصيت قذافي و ديكتاتورهايي كه به پايان راهشان رسيده اند با جرالد پاست استاد رشته روانشناسي سياسي و امور بين الملل در دانشگاه جرج واشنگتن مصاحبه كرده است. پاست ويژگي هاي روانشناختي تعدادي از رهبران جهان را به رشته تحرير درآورده است.............
برخي از پرندگاني كه در مجاورت مكان هاي پرسروصدا زندگي مي كنند آهنگ صدايشان را براي مقابله با صداهاي بلند تغيير مي دهند. گونه هاي نزديك به همي كه با آهنگ هاي مشابه آواز مي خوانند هم مي توانند تن صدايشان را به شيوه هاي متفاوت با يكديگر بكشند.
صداي بوق ماشين، سوت بلند كارخانه ها وغرش ماشين ها و ماشين آلات به ويژه براي پرندگان مشكل ساز است.
این در حالی است که پرندگان براي دفاع از قلمروشان و پيدا كردن جفت به آواز وابسته اند. وقتي اختلالي در توانايي اين پرندگان براي شنيدن صداي آواز يكديگر ايجاد مي شود به شكست ارتباطاتشان مي انجامد. سروصدا مي تواند صداهاي ديگر محيط را هم در خود غرق كند. مثل صداي نزديك شدن شكارچيان............
بيشتر نوجوانان مي توانند براي اتخاذ تصميماتشان مانند بزرگسالان استدلال كنند. اما تمايل آنها به گرفتن تصميمات خيلي خطرناك تر نشان مي دهد كه بعضي عناصر كليدي لازم براي تصميم گيري عاقلانه در آنها غايب است.
دانشمندان احتمال مي دهند دليلش اين است كه نوجوانان قبل از اين كه دست به عمل بزنند به زحمت مي توانند از مهارت هاي فكر كردن استفاده كنند.
يافته هاي دانشمندان پيامدهاي مهمي دارد و اين پرسش را مطرح مي كند كه آيا نوجوانان بايد همان استانداردهاي جنايي و مسئوليت هاي ديگر كه بزرگسالان دارند را داشته باشند يا نه و شاید لازم باشد درباره سياست گذاري هاي حقوقي و اجتماعي درباره نوجوانان بیشتر فکر کرد.................
چند سال پيش ستاره شناسي به نام كريس مك كي پيش بيني كرد پمپ گازهاي گلخانه اي به مريخ مي تواند شرايط اين سياره را مشابه زمين كند. به عبارتي چيزي كه براي يكي سم است براي ديگري اكسير به شمار مي رود.
به اين ترتيب با به كارگيري تنظيمات جديد در مريخ، دماي اين سياره تا اندازه اي افزايش مي يابد. به دنبال آن كلاه هاي قطبي ذوب و گازها از خاك آزاد مي شوند. در نتيجه آب و هواي مريخ تقريباً به گرمي زمين مي شود. کريس مك كي دانشمند ناسا و همكارش رابرت زوبرين سه راه را براي تغيير وضعيت مريخ پيشنهاد دادند.......
آمار بازدیدهای سایت 020 در سایت الکسا
نام کاربری
رمزعبور
مرا بخاطر بسپار
رمزعبور خود را فراموش کردید؟ نام کاربری خود را فراموش کردید؟ ایجاد یک حساب کاربریدر سایت امام8 این امکان تعبیه شده است که شما بتوانید نظرات خود را ذیل هر مطلب بنویسید.
اگر در حین مطالعه مطلب یا شعری احساس می کنید که جایی اشتباهی چه از نظر لغوی و چه از لحاظ معنا و مفهوم اشتباهی رخ داده است می توانید در ذیل مطلب قسمت نظرات نظر خود را درج فرمایید.
عملکرد سایت امام هشت را در محرم 1390 چگونه ارزیابی می کنید؟ بسیار عالی - به نسبت سالهای قبل خیلی قوی تر شده بود خوب بود - مثل همیشه مفید بود متوسط - مطلب خاصی نداشت ضعیف - اصلا کاربردی نبود
سر تو از سر نیزه به من توان می داد
امید بر دل مجروح بی کسان می داد
خودت که از سر نیزه به چشم خود دیدی
کنیزکی به یتیم تو تکّه نان می داد
ادامه مطلب...
مجموعه: اشعار و مناسبتهای ویژه ماه های محرم و صفر / اربعین حسینیباران ذکر مرثیه از سر شروع شد
ذکر عزیز حضرت مادر شروع شد
یک چله از شروع غم عرشیان گذشت
باز التهاب قلب پیمبر شروع شد
وقتی رسید نوبت صبر و قرار دل
آنجا دوباره روضه ی خواهر شروع شد
ادامه مطلب...
مجموعه: اشعار و مناسبتهای ویژه ماه های محرم و صفر / اربعین حسینیقسمتی ازمثنوی سیدمصطفی فاطمی نویسی درموردائمه-امام سجاد-
مدینه ازشماداردنشانی
نمیذارم دراین غربت بمانی
مدینه ازنگاهت شرم دارد
زاشک وسوزآهت شرم دارد
ادامه مطلب...
مجموعه: اشعار شهادت و مصائب اهل بیت / شهادت امام سجاد (ع)
نمیدانم چه میبایدبگویم؟
کدامین لاله رابایدببویم؟
میان این همه خارمغیلان
ادامه مطلب...
مجموعه: اشعار و مناسبتهای ویژه ماه های محرم و صفر / اربعین حسینی
احلي من عسل
اي ساقي ميخانه بزن از عشق پيمانه
بده بر عاشقت جام از شراب وصل جانانه
ادامه مطلب...
مجموعه: اشعار و مناسبتهای ویژه ماه های محرم و صفر / قاسم بن حسن (ع)
داوود مناجات
ای دل سوختگان مست عنایات شما
چشم عشاق به باران نزولات شما
ادامه مطلب...
مجموعه: اشعار و مناسبتهای ویژه ماه های محرم و صفر / مدایح و مراثی امام حسین مطالب بیشتر... نوحه واحد این نیمه دل بشکسته(بمناسبت اربعین)بهمراه فایل سبک نوحه(باب الجنه) به مناسبت اربعین حسینی (ع) نبودی ببینی چه بر من گذشت به مناسبت اربعین حسینی ع اربعین آمد و یکبار دگر غمگینم غزل اربعین در مقام حضرت زینب 1 دوبیتی. (چقدر ساده و راحت ز چشمت افتادم ) شعر ترکی اربعین حسین مرا دیوانه کردی خدا وکیلی خیلی مردی پادشه کربلا زینب کبراستصفحه 1 از 321
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>
برای حمایت از سایت امام8 بر روی دکمه 1+ کلیک کنید
window.___gcfg = {lang: 'fa'}; (function() { var po = document.createElement('script'); po.type = 'text/javascript'; po.async = true; po.src = 'https://apis.google.com/js/plusone.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(po, s); })();
شرکت توسعه دهندگان جوان نرم افزار طراحی قالب توسط گروه طراحان وب راشن کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به شرکت توسعه دهندگان جوان نرم افزار(تونا)می باشد